تبليغاتX
در دانشگاه امام رضا(ع)..حق هر دانشجو است
وبلاگ دانشجویان دانشگاه امام رضا(ع). . . . .ما هم سبز هستیم و سبز میمانیم

پیش به سوی ۱۶ آذر ...

+ نوشته شده در  شنبه 14 آذر1388ساعت 23:49  توسط ناشناس 2 | 
غلامحسین الهام سخنگوی دولت، در حالی که دولتش در ماه گذشته سیستم ارسال اس ام اس را چندین روز قطع کرد و اینترنت را بکلی فیلتر کرده و فعلا از دستگاهی به نام کامپیوتر جز برای فال ورق استفاده نمی توان کرد، و همچنین همین دولت بکلی ارتباطات ماهواره ای، رادیویی و حتی ارتباطات شخصی افراد را محدود کرده و ساعت منع عبور و مرور را محض تفریح اعلام نموده است، و همچنین همین دولت در همین ماه گذشته مقادیر معتنابهی خبرنگار را دستگیر و چند نشریه را توقیف و بطور کلی اطلاعات را در داخل ایران منجمد کرده است، در یک گفتگوی مطبوعاتی با خبرنگارانی که هنوز زندان نرفته اند، یا تازه از بازجویی کردن در زندان آمده اند، اعلام کرد: " گردش آزاد اطلاعات لازم است." آگاهان پس از شنیدن این جمله بیست بار محکم سرشان را به دیوار کوبیده سه نفر از آنها عش کرده و چندین نفر از آنان دق فرموده و بقیه آگاهانی که حالت نسبتا متعادل داشتند، روش های گردش اطلاعات در دولت نهم و دهم را بشرح زیر بیان کردند.



گردش آزاد اطلاعات اس ام اس: اس ام اس یک واحد بسیار کوچک اطلاعاتی است، مثلا یکی برای دیگری می نویسد " شام حاضره بیا خونه" و یا دیگری می نویسد " طرف امیرآباد نیا دارن ناجور می زنن" یا مثلا می گوید " اینجا داره ناجور تقلب می شه" یا مثلا می نویسد " دارن می آن، ممکنه بگیرنم" در این حالت اس ام اس ارسالی صاف می رود همانجا که باید برود و اصلا گردش نمی کند، به همین دلیل بهترین راه برای گردش آزاد اطلاعات در این مورد این است که از بیخ آن را قطع کنیم، وقتی آن را قطع کردیم، همه سرگردان می شوند و اطلاعات به گردش می افتد ضمنا انتخابات هم به همان نتیجه که باید می رسید می رسد.



گردش آزاد اطلاعات از طریق ماهواره: ماهواره یک واحد گنده اطلاعاتی است که با آن از برنامه آشپزی تا اخبار و فوتبال و استار آکادمی و فرندز و لس آنجلسی ها و بی بی سی قابل دریافت است. اگر دریافت ماهواره مستقیما صورت بگیرد، همه ملت با چشم های گشاد هی زل می زنند به تصاویری که صد متر آنطرف تر از خانه شان در حال اتفاق است و احتمال دارد که امنیت ملی شان لک بردارد یا با دیدن تصاویر به مسوولان محترم اهانت کنند و خواهر و مادرشان را به گردش اطلاعاتی ببرند، برای همین دولت نهم برای گردش آزاد اطلاعات مقادیر معتنابهی پارازیت ول می کند روی خطوط ماهواره و در نتیجه مردم نمی توانند تصاویر را ببینند، به همین دلیل آنهایی که در اصفهان تصویر را می بینند، تلفنی به آنهایی که در تهران هستند خبر می دهند و آنها هم خبرش را به کسانی که ماهواره ندارند می دهند و همین طور اطلاعات گردش می کند در همه کوچه و محله ها و احتمالا در یک کوچه بن بست هم ممکن است گم بشود، پس نتیجه می گیریم بهترین راه برای افزایش گردش آزاد اطلاعات از طریق ماهواره استفاده از پارازیت است. البته روش های دیگری هم برای گردش آزاد اطلاعات از طریق ماهواره وجود دارد، مثلا می توان با لگد دیش ماهواره را پرت کرد کنار یا با دیلم کوبید وسط دیش ماهواره و گردش اطلاعات را تسریع کرد.



گردش آزاد اطلاعات از طریق روزنامه: در این مورد چون مردم ایران ده دوازده سال حداقل و سی سال حد متوسط و صد سال حداکثر تجربه دارند، زیاد بحثی نمی کنیم. بهترین راه گردش آزاد اطلاعات از طریق مطبوعات این است که روزنامه را توقیف و اعضای آن را دستگیر و پس از اعتراف به انواع جرائم آزاد کنند و بعد هم هر چه روزنامه هست تبدیل به مقوا کنند تا وقتی شیرینی می خرند با دقت به مقواهای شیرینی( روزنامه های سابق) نگاه کنند و ببینند که قبلا لای این مقواها چه کلماتی وجود داشت. در این جریان مردم چون روزنامه ندارند، هی برای گردش آزاد اطلاعات به خیابان و مهمانی و میوه فروشی و پارک می روند و در جریان گردش در اماکن فوق کلی اطلاعات آزاد به دست می آورند که عمرا اگر روزنامه ها جرات چاپش را داشته باشند، به همین دلیل بهترین راه برای گردش آزاد اطلاعات روزنامه ای توقیف آنهاست، به همین دلیل پیشنهاد می شود به قاضی سعید مرتضوی که یکی از عوامل آشکار، پنهان و نیمه پنهان گردش اطلاعات است لقب " سعید گردشی" یا " سعید فرفره" را هم بدهند.



گردش آزاد اطلاعات از طریق اینترنت: مهم ترین راه گردش آزاد اطلاعات اینترنت است، و بهترین راه گردش آزاد در این رسانه کند کردن سرعت شماست که باعث می شود حسابی گردش کنید، مثلا می خواهید وارد اینترنت بشوید، اما فیلترشکن ندارید، سوار ماشین تان می شوید و برای گردش آزاد اطلاعاتی به خانه پسرعمه تان می روید و در آنجا همه خبرها و فیلترشکن را می گیرید. بعد برمی گردید خانه و وارد اینترنت می شوید ولی تا می آئید گردش آزاد اطلاعاتی کنید می بینید اینترنت اینقدر کند است، مثل اینکه با فورغون رفته باشید پارک برای گردش آزاد. در همین حال یک فایل تصویر از راهپیمایی که یک کیلومتر آنطرف خانه تان برگزار شده پیدا می کنید و می خواهید آن را داونلود کنید. حالا دو ساعت وقت دارید تا آن فایل داونلود شود. به پشت بام می روید و شروع می کنید به گفتن الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور، در همین حال همسایه تان نیلوفر خانوم را می بینید که او هم مشغول گردش آزاد اطلاعات است و دارد فریاد می زند، بعد کلی خبر و اطلاعات و آخرین اطلاعیه میرحسین موسوی و خبرملاقات ابطحی با خانواده و روش راه اندازی راهپیمایی ده میلیون نفری در بیست ثانیه از محسن سازگارا را می شنوید و برمی گردید به خانه و فایلی که داونلود شده است می بینید، یک دفعه تصویر خودتان را می بینید که دارید راهپیمایی می کنید، در همین موقع در خانه تان می شکند و شما را برای گردش آزاد اطلاعاتی به اوین می برند.



گردش آزاد اطلاعات در اوین: یکی از راههای اصلی گردش آزاد اطلاعات، دسترسی به تولید کنندگان اطلاعات است. برای این کار دولت نهم تصمیم گرفته است یک تور تفریحی اطلاعاتی گردشی در بند 209 بگذارد، در آنجا افراد می توانند کلیه تولید کنندگان خبر و اطلاعات مانند سعید حجاریان، ابطحی، تاج زاده، رمضان زاده، بهزاد نبوی، محمدرضا جلایی پور و احتمالا بیل گیتس را ملاقات کنند.



نتیجه گیری اخلاقی: هر وقت جلویتان را گرفتند، دور بزنید و گردش آزاد اطلاعاتی کنید.

نتیجه گیری سیاسی: دولت نهم نصفش زیرزمینی است، آن نصف دیگر هم واقعا رو دارد.
 
 
Source : Ebrahim Nabavi's Notes
+ نوشته شده در  یکشنبه 14 تیر1388ساعت 20:31  توسط ناشناس 2 | 

صفر و صد یا کمی بهتر؟
یادداشت محسن مخملباف در حمایت از میرحسین موسوی

 ***

1.یاد روزی افتادم در دوره انتخابات آقای خاتمی ، ماچند تا مسافر درون یک تاکسی نشسته بودیم و بحث انتخابات خیلی داغ بود و راننده که جوانی بود و به نظر می آمد تازه گواهینامه گرفته ،و هیجان زده بود.و از خوشحالیِ گواهینامه ای که گرفته بود، بین مسافرها شیرینی پخش می کرد.اما بی اعتنا به قوانین ، با یک غرور زیاد ،به شکل خطرناکی رانندگی می کرد که نگوو نبین.مسافرها هم بی خبر از خطر،سرگرم بحث داغ انتخابات بودند. در بین مسافران زنی بود که می گفت: من رای نمی دهم و برایم فرقی نمی کند که چه کسی بر سر کار بیاید. من زندگی خودم را می کنم.

در همین لحظه ماشین تصادف کرد و سر من و این خانم به شیشه خورد.و هر دو از درد سرمان را گرفتیم. آن خانم که وضعش از من بهتر بود، شروع کرد بر سر راننده جوان فریاد زدن، که "اگه می دونستم رانندگی بلد نیستی، اصلا سوار ماشین ات نمی شدم."

من کمی که دردم آرام شد و خون سرم را که پاک کردم، گفتم:خانوم شما که از تجربیات درس می گیرین، لطفا در انتخابات شرکت کنین و به کسی که فکر می کنین حتی یک کمی بهتره رای بدین، و نذارین ماشین مملکت به دست یک راننده ای که ناشیه و تجربه نداره و قوانین رو رعایت نمی کنه بیفته، و زندگی من و شما و70 میلیون ایرونی دیگه رو به خطر بندازه.

2.منتقدین خاتمی صفر و صدی ها بودند.آن ها که می گفتند: چون خاتمی ما را به صد در صد خواسته هایمان نرساند ،پس به هیچ درد نمی خورد.آن ها چون به صدی که می خواستند در دوره خاتمی نرسیدند ،پس انتخابات را تحریم کردند و به موقعیت صفرِ احمدی نژادی در 4 سال گذشته رسیدند.

اکنون دوباره یک فرصت دیگر است که می تواند بر تاریخ ایران، حداقل 4 سال، و حداکثر خدا می داند تا کی! اثر کند.

آن ها که پای صندوق نمی روند، سهم خود را از وضعی که بعدا پیش می آید، فقط در خیال خود کم می کنند. و می خواهند اگر دوباره وضع صد در صد مطلوبی پیش نیامد، بگویند: ای بابا! تقصیر ما نبود. ما که اصلا در انتخابات شرکت نکردیم.

در حالی که شرکت نکرده ها، نقش بیشتری در انتخاب احمدی نژاد داشتند تا شرکت کرده ها. احمدی نژاد از رای هایی که به صندوق ریخته شد، بر سر کار نیامد. او از فرصت رای هایی که من و تو به صندوق نریختیم ،پیدایش شد.

آمار نشان می دهد که ماهایی که در دور دوم قهر کردیم وپای صندوق ها نرفتیم، تعدادمان از آن ها که به احمدی نژاد رای دادند، بیشتر بود.

من خودم وقتی قلم را برداشتم تا این مطلب را بنویسم،فکر منفی همیشگی به سراغم آمد و از خودم پرسیدم: آیا این مطلب، در سرنوشت انتخابات اثر دارد...مدتی در فکر رفتم.و دوباره دیدم از خودم سوال صفر و صدی کرده ام.حداقل خاصیت این مقاله این است که خودم را متعهد به رای دادن می کند و حتما، حداقل روی یک نفر از خوانندگان اثر می کند. من اگر به همین دو رای هم دلخوش کنم، خودم را از تفکر منفی صفر و صد نجات داده ام.من به کمی بهتر فکر می کنم.

من می خواهم اگر این بار هم اتفاق بد قبلی تکرار شد، به وجدان خودم بگویم:من رای خودم را دادم و در وضع پیش آمده مقصر نیستم.

3.می گویند ملت ها، مثل آدم ها ،هر کدام خصلتی دارند. ملت ایران با آن که ظاهر مدرنی دارد و با پول نفت ابزار زندگی مدرن را هم فراهم کرده، اما عقلش سنتی است. ابزار مدرن را دارد، اما فرهنگ استفاده از آن را ندارد. خوشبختانه بلد است از کامپیوتر و هواپیما و مترو برای زندگی بهتر استفاده کند، اما هنوز بلد نیست از صندوق رای، برای تغییر سرنوشتش استفاده کند.حداقل می شود گفت ایرانی در جزییات مدرن شده و در کلیات هنوز سنتی است.اما روزی تغییر سرنوشت با صندوق رای را هم یاد می گیرد.

4.سمیرا فیلمی ساخته است به نام" اسب دو پا"قصه بچه ای است که دلش برای یک بچه افلیجی می سوزد وآن بچه بی پا را بر دوشش سوار می کند و هر روز به مدرسه می برد.بعد از مدتی، آن بچه ای که بر کول دیگری سوار است، حتی برای کارهای خرد و ریزش هم از کول او پایین نمی آید و باورش می شود که اسب سواری حق اوست.و آن کس هم که سواری می دهد، با آن که سختی و ذلت می کشد، اما کم کم به این وضعیت عادت می کند و باور می کند که سواری دادن تقدیر تاریخی اوست.و چاره ای نیست. تا جایی که رفته رفته واقعا اسب می شود.

در معادله ستمی که در روابط فردی و اجتماعی ما حاکم است، آن که بر ما سوار است و ما که سواری می دهیم هردو مقصریم.

5.برای من آقایان موسوی و کروبی هر دو ایده آلند.هر دوی آن ها را از نزدیک می شناسم.با آقای کروبی که سال ها در زندان شاه بوده ایم.حتی مدتها دریک سلول بوده ایم.و روزها و شب های فشار و زندان و شکنجه را در رویای روزی که عدالت و آزادی را خواهیم دید، تحمل می کردیم.

آقای کروبی در زندان که بود، قلب بزرگی داشت.امکان نداشت به یکی از زندانیان توسط یک زندانی دیگر ظلمی بشود و او سکوت کند.حتما مداخله می کرد.من گریه او را زیر شکنجه ندیدم، اما بارها گریه او را برای ظلمی که بر کسی رفته بود، با چشم خودم دیدم.

به دوستی که در مجلس سال ها در کنار او بود گفتم: به من بگو آیا او هنوز مرد همان سال هاست. و یا حالا که به قدرت رسیده، و رییس مجلس شده ،فراموش کرده است؟
آن دوست گفت:هنوزهمان آدم است.کسی نیست که دستگیر شود و او بشنود و پیگیر کارش نباشد.

من یقین دارم که اگر آقای کروبی رای بیاورد، وضع حقوق بشر که زخم بی مرهم جامعه ماست، مرهمی و التیامی می یابد. وحیثیت از دست رفته بین المللی ما تا حدود زیادی اعاده خواهد شد.

از طرفی او را تنها و بی یاور نمی بینم. در کنار او کسانی را می بینم که تهران و ایران نیمه مدرن امروز، از معماری کلان امثال آن ها به وجود آمده است.

کروبی تجربه مدیریت مجلس را دارد. تجربه اصلاحات را دارد. درد کشیده است.و برای آزادی سیلی خورده است. و خوشبختانه صفر و صدی نمی اندیشد. و اگر به قدرت برسد، نمی خواهد مثل احمدی نژاد کشور را به دست یک جناح بسپارد. و بلد است برای حل مشکلات با جناح های مختلف مذاکره کند.ومذاکره در دنیای امروز رفتار شهروند متمدن است...

6.بامهندس موسوی در سال های اول انقلاب آشنا شدم.در آن وقت آقای موسوی نقاشی می کرد و استاد تاریخ هنر در دانشگاه تهران بود و خیلی جوان بود که به نخست وزیری رسید.و با آن که بیشتر اهل نظر بود ، به قول همسر ش، خانم رهنورد ، از وقتی نخست وزیر شد، روز به روز حکمت عملی اش بر حکمت نظری اش چربید.

از صمیم قلب می گویم :اگر آقای موسوی نبود و حمایت هایی که از داشتن یک سینمای ملی و بین المللی کرد، امروزه ما صاحب این سینمای بلند آوازه در سطح جهان نبودیم.مهندس انوار و مهندس بهشتی در احیای سینمای ما نقش بنیادی داشتند ، اما بدون حمایت همه جانبه مهندس موسوی و پیگیری او این کار عملی نمی شد.

موسوی با آن که شخصا و قلبا مسلمان و مومن است، اما دین او، دکان کسب او نیست، و در مقام یک نخست وزیر،یک شخصیت ملی است. من در همان سال ها از دهان خودش شنیدم که در جواب متعصبی گفت: من شخصا مسلمانم. اما نخست وزیر ارمنی ها و اقلیت ها هم هستم.من وقتی نخست وزیرم، باید به منافع یک ملت بیندیشم، و نه به منافع دار و دسته و صنف و هم مرام خودم.

از نظر اقتصادی هم مقایسه کنید دوره مهندس موسوی و احمدی نژاد را.در دوره مهندس موسوی یک جنگ تمام عیار همه جانبه، در وسیع ترین ابعادش، بر این ملت حاکم بود. اما نسل ما به خوبی به یاد دارد که با سیاست های اقتصادی او در بدترین شرایط تحریم اقتصادی، ما حتی دچار ده درصد تورم و گرانی دوران احمدی نژاد هم نشدیم.

در حالی که در 4 سال احمدی نژاد،ما نه تنها جنگ نداشتیم که بارها و بارها پول بیشتری از فروش نفت به دست آوردیم.اما با این حال با این تورم و گرانی بی سابقه روبرو هستیم.
من مطمئن هستم که اگر مهندس موسوی رای بیاورد،هم اوضاع اقتصادی وهم اوضاع فرهنگی و هنری ایران بهتر از 4 ساله گذشته خواهد شد.و منش او تنش های بین المللی را تخفیف خواهد داد.

او هم تجربه دراز مدت کار عملی را در مقام یک نخست وزیر دارد و هم فرصت کافی برای در حاشیه نشستن و اندیشیدن به راه حل مشکلات را.

7.بعضی ها ازصندلی ریاست جمهوری اعتبار می گیرند. بعضی ها مثل خاتمی به آن اعتبار می دهند. وبعضی ها وقتی بر این صندلی می نشینند هیجان زده می شوند. مثل آقای احمدی نژاد که هنوز هیجانزده است.4 سال است بر این صندلی نشسته هنوز خوشحالی اش فرو کش نکرده.هنوز شیرینی پیروزی در انتخاباتش را پخش می کند.و مدام از معجزه حرف می زند.چون فقط باید یک معجزه اتفاق بیفتد تا کسی مثل ایشان روی این صندلی بنشیند.

درست نقطه مقابلش کسی چون مهندس موسوی است. او با آن که مناسب این صندلی است ، اما به آن بی میل است. مهندس از نشستن روی این صندلی به هیجان نمی آید.چنان که تا 4 سال بعد، از خودش و ازمعجزه ای که او را روی این صندلی نشانده حرف بزند. بیست سال کنار کشیدن او بهترین دلیل برای بی میلی او به قدرت است. به او رای بدهند ، خدمتش را می کند. ندهند ، مسئولیت را از دوشش برداشته اند. و او سرگرم هنرش می شود.

8.در اوایل انقلاب او در کارهنر بود. و تمام دوستانش از هنرمندان بودند. و هر لحظه دلش در هوای بودن در آن فضا های هنری دلخواهش پر می زد.و به همین دلیل تا از نخست وزیری کنار کشید، بلافاصله به جمع دوستان هنری اش پیوست و یکسره با آنان بود.

اما تا وقتی در پست نخست وزیری بود، از هنرمندانی که حتی از دوستانش بودند و به خاطر آن که حالا او در حکومت بود، فاصله می گرفتند، تشکر می کرد.و می گفت: استقلال هنرمند در سایه فاصله او از حاکمان است.او می گفت هنرمند زبان درد مردم است.و اگر به حکومت نزدیک شود ، کم کم شرم و رودرواسی و چشم در چشمی مانع از آن می شود که هنرمند نقش واقعی خودش را انجام دهد.و به وقت لازم زبان به انتقاد بگشاید.او می گفت: هنرمند سخنگوی ملت است ، نه سخنگوی حکومت.

اگرخود من در فضای آن چنانی آن دوران که شما بهتر از من می دانید چه دورانی بود ، جانم را کف دستم می گذاشتم و عروسی خوبان را می ساختم و نهادهای امنیتی مرا احضار می کردند و آقایی که برای ثواب بازجویی به همراه 12 بازجوی دیگر در خیابان فاطمی درساختمان وزارت کشور مشغول ثواب بازجویی کردن از من می شدند و فیلم عروسی خوبان را توقیف می کردند، این مهندس موسوی بود که فیلم را در هیئت دولت نشان می داد و به وزرایش می گفت : اگر هنرمند درد مردم را به ما نگوید تا ما خودمان را اصلاح کنیم ، پس ما در کدام آینه عیب خویش را ببینیم؟

فیلم عروسی خوبان با درد و جرات من ساخته می شد، اما اکرانش دیگر به حمایت مهندس موسوی بستگی داشت.او مصداق بارز کسی بود که می گوید : من مخالف فکر توام ، اما جانم را می دهم تا تو بتوانی حرفت را بزنی.

9.می گویند مهندس موسوی در دوران نخست وزیری اش انقلابی بود.معلوم است که بود.مگر من نبودم؟ و مگر شما، اگر هم نسل من هستید ،انقلابی نبودید؟ در آن دوران از راست و چپ همه انقلابی بودند. و مگر 30 میلیون مردم انقلابی نبودند که همه در خیابان ها ریختند و انقلاب کردند؟چرا آلزایمر مصلحتی می گیریم؟ما مردم ایران چه خوب و چه بد ،در سال 57 با اکثریت قاطع انقلاب کردیم و در این تجربه 30 ساله از آنچه کرده بودیم ، خودمان هم عوض شدیم.امروزه چه کسی هست که بعد از این تجربه پر فراز و نشیب 30 ساله ،شبیه 30 سال پیش اش باشد؟

مهندس موسوی هم عوض شده است. منتها او حتی عوض نشده آن دورانش نیز، از عوض شده امروزه خیلی ها بهتر است. او امتحان آزادی خواهی و عدالت طلبی اش را در دوران نخست وزیری اش داده است.فقط او یک اشکال دارد. و آن این است که هنوز شهید نشده. ما ملتی هستیم که تا کسی شهید نشود، قبول نیست.برای ما آزادی خواه کسی است که در زندان است و در حال اعتصاب غذاست. اما همین که آزاد شد ، حتی اگر در حال ادامه مبارزه برای آزادی باشد، می گوییم کلک بود، از خودشان است.

وچون ما همیشه صد در صد را می خواهیم، آن هم صدی که فقط در ذهن خود ما درست است ، مدام به وضعیت صفر می رسیم.و چون نگاه تاریخی نداریم، مدام تاریخمان تکرار می شود.و چون نگاه علمی نداریم ، تجربیاتمان را آزمایش نمی دانیم تا از آن قانون علمی کشف کنیم. همه چیز را بد شانسی یا خوش شانسی می گیریم.اگر انقلاب ایران را آزمایشی می گرفتیم که سی میلیون نگاه علمی نتیجه آن را چه درست و چه غلط بررسی می کند ، تا حالا به قوانین خوشبختی اجتماعی خود رسیده بودیم.

چند نفر هستند که به 8 سال اصلاحات به عنوان یک آزمایش علمی اجتماعی دیگر نگاه کنند و از آن آزمایش، قوانین حاکم بر روند حرکت در این جامعه را کشف کنند.هر چند نفر باشند ، یکی از آن ها مهندس موسوی است. نگاه او علمی است. و به آزمایش انقلاب و اصلاحات ،مثل یک آزمایش نگاه می کند و نه مثل یک رویا و آرمان. برای او آرمان، آزادی و عدالت است. اما انقلاب و اصلاحات، فقط یک آزمایش بزرگ اجتماعی است که باید منتظر نتایج علمی آن بود. هیچ دانشمندی به آزمایش هایش به دیده شکست و پیروزی و یا آرمان و ایمان نگاه نمی کند. و مگر بشر جز آزمایش راه دیگری برای شناخت علمی داشته است؟و مگر شناخت جامعه جز از راه سعی و خطا و آزمایش علمی ممکن است؟

آن ها که با انقلاب بدند ، طوری غیر علمی از انقلاب حرف میزنند ، که اگر می توانستند یک انقلاب دیگر می کردند.و برای همین از آزمایش ما نتیجه لازم را نمی گیرند و با آن که به آزمایش ما فحش می دهند، دنبال تکرار همان آزمایشند.

انگار انقلاب نسل ما بد بود ولی انقلاب نسل آن ها خوب است.

از طرفی ما ایرانی هستیم.وما ایرانی ها در سود شریکیم، اما در زیان شراکتمان را به هم می زنیم. تا حالا یک ایرانی را دیده اید که خودش را در پول نفت سهیم نداند؟اما تا حالا چند تا ایرانی را دیده‌اید که خودش را در انقلاب و بخصوص جنبه های منفی اش سهیم بداند؟

برای ریاست جمهوری ما یک چگوارا می خواهیم که ضمنا گاندی باشد و در عین حال مسلمان و شبیه حضرت علی و در عین حال سکولار و حتی لاییک که در متن همه جریانات از اول انقلاب بوده باشد ، اما با هیچ کسی ،دوستی و یا مراوده و یا دشمنی نکرده باشد،و خیلی هم با تجربه باشد.اما قاطی هیچ جریانی نبوده باشد.و بعد از مدتی طولانی شکنجه و اعتصاب غذا شهید شده باشد.

مگر می شود یک شهیدآزادی و عدالت را یافت که رییس جمهور ما شود؟

10.نکته دیگر نقش زن ایرانی است که همیشه از معادله سیاست کلان ما حذف شده است.من تصور نمی کنم به این زودی ها حتی وزیر زن داشته باشیم ، چه رسد به این که رییس جمهورمان روزی زن باشد.

متاسفانه این وضعیت در دنیای امروز فراگیر است و خاص ایران تنها نیست. جهان معاصر هنوز مرد سالار است.اما در بعضی جاها این مشکل با همسر رییس جمهور حل شده است. در امریکا که کشوری است که هنوز نهاد خانواده در آن مهم است ، مردم به اوباما رای می دهند ، اما همسر او هم بلافاصله در کنار او نقش بانوی اول را عهده دار می شود. در فرانسه همسر رییس جمهور، یک هنرمند است و نقش بانوی اول را در کنار او بازی می کند.در کنار مهندس موسوی خوشبختانه زن فرهیخته ای به نام زهرا رهنورد حضور دارد که می تواند این نقش را عهده دار شود.

در قبل ازانقلاب زهرا رهنورد مشهورترین زن هنرمند مسلمان ایران بود. ما در زندان سیاسی مدام درباره یک دختر هنرمند و شجاع ایرانی حرف می زدیم که با جسارت و هنرش غوغا کرده است وهر روز منتظر خبر دستگیری اش بودیم.

بعدها که انقلاب شد ، من یک روز در آسانسور روزنامه ای سوار شدم ، خانمی به همراه دختر بچه کوچکی سوار آسانسور شد. به رسم آن دوران من سرم را پایین انداختم.و چشمم به کفش پاره این خانم افتاد.یک دفعه آن خانم مرا شناخت و پرسید : شما فلانی هستی؟ گفتم :بله.و او هم گفت:من هم زهرا رهنورد هستم. گفتم: خوشوقتم و رویم نشد بگویم سال هاست منتظر دیدارشما بودم.

وقتی از آسانسور خارج شدم، فقط آن کفش پاره در نظرم بود. در آن زمان او همسر نخست وزیر کشور بود. امروزه من و شما کفش پاره را ملاک خوبی کسی نمی دانیم. از بس که عوام فریبانه آن را خرج کرده اند. اما در آن روزگار ما شیفته آن داستان حضرت علی بودیم که عده ای جمع شده بودند تا او را به حکومت راضی کنند و او مشغول وصله زدن به کفش پاره اش بود و می گفت: دنیایی که شما به من پیشنهاد می کنید،برای من بی ارزش تر از این کفش پاره است.

برای نسل ما چنین داستان هایی و چنین بودنی هایی آتش به روحمان می زد. اگر کفش رهنورد که زن نخست وزیر آن دوران بود، پاره نبود، در آن دوران جنگ ،کفش 30میلیون ایرانی دیگر باید پاره می بود ، و کسی به فکر نبود.

این ها اینطور می زیستند تا فراموش نکنند که نماینده کدام ملتند.امروزه ما نه در آن شرایطیم و نه این چیزها آتش در جان کسی می زند. اما انقلاب با این قصه هایش بود که جان نسل مرا به آتش می کشید و از داشتن و بودن بی نیازمان می کرد.

در کنار این سادگی و بی میلی به دنیا که هم ویژگی رهنورد بود و هم ویژگی مهندس موسوی،یک روح ثروتمند از هنر و فلسفه و مدیریت در آن ها وجود داشت.و همین بود که آن ها را متفاوت می کرد.و الا خیلی ها هستند که ساده زیستند، و فقیرانه زندگی می کنند، اما روح شان از زندگی شان فقیر تر است.

مهندس موسوی آنقدر هنرمند است که یک پست سیاسی او را از خود بی خود نکند. و با آن که مرد است ، اما در کنار او زنی است که مدام حقوق زنان را به یاد او می آورد.
ما ایرانی ها 70 میلیون جمعیت هستیم. نیمی از ما ایرانی ها را زنان ایرانی تشکیل می دهند.آن ها رای می دهند.آن ها در رنج های ما حتی بیش از ما رنج می برند. اما هیچگاه در سطح کلان سیاسی ، نقشی برای خود نمی بینند. برای شرایط کشور ایران، این نقش نمادین بانوی اول ایران ، آن هم در کشوری که به نهاد خانواده می بالد، یک گام آغازین برای حل مشکل حضور زنان در عرصه سیاسی است.و این فرصتی است که با وجود رهنورد در کنار موسوی می تواند ایجاد شود.در دوران قبل دختران آقای هاشمی بخصوص فائزه هاشمی این نقش را به شکل دیگری داشت. وخدماتی که فائزه هاشمی برای ورزش زنان انجام داد، بی نظیر است. اما چون او هم هنوز شهید نشده کسی نیست تا از او قدرشناسی کند...

11.به مادرم زنگ می زنم و می پرسم: مادر به کی رای می دی؟ می گه:مادر جون، تو که نبودی، دیوارها نم کشید. سقف خونه ترک برداشت، رفتم سر کوچه مون بنایی بود. یکی داشت یک خونه ای رو با کلنگ خراب می کرد ، گفتم:" آقا خدا خیرت بده. بیا این خونه رو تا سقفش نیومده روی سرمون ،درستش کن."

گفت:" خانوم من یک ... ام .کارم خراب کردنه. اگه می خوای خونه تو خراب کنی، بده دست من. اما اگه می خوای درستش کنی، برو یک مهندس پیدا کن."

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 11:22  توسط ناشناس 2 | 
+ نوشته شده در  شنبه 16 خرداد1388ساعت 23:27  توسط ناشناس 2 | 


















:دی



+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 16:22  توسط ناشناس 2 | 
یه روز به دنیا خندیدیم ، یه روز به همدیگه ، حالا به خودمون می خندیم.

از بارون عصر بیست فروردین با پسرم پناه بردیم به سینما پایتخت و اخراجی های دو در حال نمایش بود . از اینکه کارگردان آدمهای شبیه به خودش رو دستمایه خنده مردم تهرون هشتادوهشت کرده، ناراحت شدم . دوست نداشتم چهره تحریف شده ی آرمانگراهای دهه شصت، مضحکه مردم بشه . اما به هر حال اتفاقیست که در برابر چشم عقلای سینما افتاده و برادران زود جوش و دیر پز انقلاب و جنگ آخرین شیرین کاری هاشون رو نشون می دن .یه روز جلوی دانشگاه یه روز سر چهار راه حالا هم رو پرده سینما .

....نه پسرم جنگ این نبود . این آدمای عملی و لمپن به کیلومتر پنجاه جبهه می رسیدن استحاله می شدن دیگه تا اردوگاه اسارت به همون حال نمی موندن . پسرم کسی که بوی مرگ رو بشنوه خماری از سرش می پره .

پسرم دنیای ذهنی کار گردان به اندازه شخصیت های فیلمشه  او فکر می کنه اگه روحانی و جاهل به درک هم برسند همه مشکلات کشور حله . نجبا و عقلا هم یا دکتر های هالو هفت شنبه هستند یا هواپیما رباهای منافق .

پسرم ما خسته شدیم و داریم به خودمون می خندیم این تلخ ترین خنده ی یه نسل سر خورده س .

پسرم برگشتن به مردم هزینه های زیادی داره و تو سعی نکن اونقدر از مردم فاصله بگیری که مجبور شی با این شیرین کاری ها دلشونو به دست بیاری .

همین حرفا رو تو برگشت به پسرم گفتم زیر بارونی که خنده های تهرون هشتادوهشت رو خیس کرده بود .

http://www.jabbarkakaei.blogfa.com/post-97.aspx

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 فروردین1388ساعت 19:15  توسط ناشناس 2 | 

حتما ببینید :

http://www.youtube.com/watch?v=u5X4fekgWoA

میتوانید فایل اصلی را از طریق سایت زیر و وارد کردن لینک بالا دانلود کنید :

http://keepvid.com/

+ نوشته شده در  جمعه 14 فروردین1388ساعت 13:20  توسط ناشناس 2 | 






























+ نوشته شده در  جمعه 14 فروردین1388ساعت 13:14  توسط ناشناس 2 | 
نوروز پیشاپیش مبارک ...

+ نوشته شده در  شنبه 24 اسفند1387ساعت 11:32  توسط ناشناس 2 | 
آخیییییییییییییییی!!!!!!! الهیییییییی!!!

اینو دیروز تو خیابون تو باجه تلفن دیدم !

قربون این مملکت برم که بچه ۸ ۹ ساله ام دپرسه و میخواد تنهاییشو اینجوری پر کنه ...

+ نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1387ساعت 16:9  توسط ناشناس 2 | 
 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 0:8  توسط ناشناس 2 | 
آیا دكتر رحیمی، دكتر است؟
موضوع دکترای جعلی و فوق لیسانس غیرمعتبر رحیمی، در حالی که وی استاد دانشگاه آزاد در رشته حقوق بوده و ریاست دیوان محاسبات کشور و همچنین استانداری کردستان را در سوابق خود دارد، قطعا برای اعتبار دولتی که افتخار مهمش برخورداری از ارزش‌های انقلاب و راست‌گویی به مردم است، بسیار ناگوار خواهد بود.
 به گزارش بازتاب آنلاین به نقل از تابناک  ، موضوع دکترای جعلی و فوق لیسانس غیرمعتبر رحیمی، در حالی که وی استاد دانشگاه آزاد در رشته حقوق بوده و ریاست دیوان محاسبات کشور و همچنین استانداری کردستان را در سوابق خود دارد، قطعا برای اعتبار دولتی که افتخار مهمش برخورداری از ارزش‌های انقلاب و راست‌گویی به مردم است، بسیار ناگوار خواهد بود. البته پیشتر در اظهارات حیدرپور، به اظهار نظر شفاهی وزیر علوم مبنی بر تأیید نشدن مدرك رحیمی استناد شده بود، كه امروز این اظهارات زاهدی، به طور شفاهی تكذیب شد.

بنا بر این گزارش، چهار ماه پیش، هنگامی که برخی رسانه‌ها درباره اعتبار مدرک کردان اطلاع‌رسانی کرده بودند، با تهدید رحیمی روبه‌رو شدند که در صورت تداوم این موضوع، با شکایت معاونت حقوقی رئیس‌جمهور روبه‌رو خواهند شد.

دکتر احمدی‌نژاد نیز بلافاصله پس از برکنار شدن کردان از وزارت کشور، در ابلاغی به وزیر علوم، دستور بررسی درستی مدرک همه مسئولان در دو دهه اخیر را صادر کرد؛ مسئولانی که چه بسا امروز بازنشسته شده و یا فاقد هرگونه پست دولتی باشند. كاملا روشن است که بررسی اعتبار مدارک تحصیلی، امری که حساسیت‌های فراوانی در جامعه دارد، از مسئولان کنونی اولویت بالاتری دارد.

این گزارش می‌افزاید: معاونت حقوقی و امور مجلس ریاست‌جمهوری، پست بسیار حساسی است که چشم ملت اینک به تبرئه ایشان از چنین اتهامی دوخته شده است و اگر این موضوع درست باشد، توجیه آن برای مردم و نخبگان کشور و خبرگان دینی، هرگز امکان‌پذیر نخواهد بود.

از سوی دیگر، دانشگاه آزاد اسلامی پس از قضیه کردان و تأیید نشدن مدارک فوق‌لیسانس و دکترای وی، در صورت تأیید مشکل مدرك رحیمی، باید پاسخ دهد كه چگونه افرادی بدون گزینش علمی و ارزیابی درستی مدارکشان در کرسی استادی دانشگاه قرار می‌گیرند و اسباب دلسردی دیگر اعضای هیأت علمی این دانشگاه را كه جمعی فرهیخته و برخوردار از دانش و آگاهی‌اند و مدارج علمی را به درستی گذرانده‌اند، فراهم می‌سازد؟
+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اسفند1387ساعت 0:14  توسط ناشناس 2 | 
سلام عرض شد !

یه مطلبی تو کلوب دیدم نوشته بود سیستم اینترنتی راه افتاده ! مام که ندید پدید سری رفتم تو سایتو اومدیم یه تبریک عرض کنیم بهتون که دیدم نه بابا این سایت سایت بشو نیست ! ظاهرا اینا میخوان بچه ها رو با SQL آشنا کنن !

آخه این کارنامه نمراته ؟!

MySQL Error

Original query: select pl.LesCode , PLesName , GrpCode , EDNT ,LesDesc, concat_ws( ' ',PProFname , PProLName) as ProName from PresentedLessons pl inner join SelectedCourses sc using(LesID) inner join lessons on (lessons.LesCode=pl.LesCode) inner join professors pr on ( pr.ProCode = pl.ProCode ) where pl.EduYear =1387 and pl.semester =2 and pl.LesStatus !=42 and CourseStatus !=?? and StNo ='????????' order by EDNT & 14

Error description: Got error 127 from storage engine

+ نوشته شده در  شنبه 5 بهمن1387ساعت 9:13  توسط ناشناس 2 | 
(ابراهیم نبوی)

در راستای اینکه بالاخره جرج دبلیو بوش رفت. و پس از پرتاب سه دیکتاتور به زباله دانی ‏تاریخ خودش هم به زباله دانی تاریخ پرتاب شد، از این به بعد دیگر معلوم نیست که همه او ‏را لعن و طعن و نفرین کنند، برسیم به موضوع جدال لنگه کفش ها. ماجرائی که در تاریخ ‏عراق و احتمالا دنیای عرب ماندگار خواهد ماند و کفش های بسیار از این پس به سوی ‏افرادی بسیار پرت خواهد شد و تاریخ به خاطر خواهد سپرد کفشی که از دست خبرنگار ‏عراقی به طرف رئیس جمهور آمریکا پرت شد، چه سرنوشتی پیدا کرد و احتمالا اگر این ‏حالت اتفاق نیفتاده و حالت دیگری اتفاق افتاده بود، چه اتفاقی می افتاد.‏

حالت فعلی: خبرنگار عراقی به سمت رئیس جمهور آمریکا کفش پرتاب کرد.‏
در یک کنفرانس خبری رسمی، در کاخ رسمی رئیس جمهور عراق، در منطقه تحت نظارت ‏پلیس عراق و ارتش آمریکا، یک خبرنگار عراقی که در دوران صدام کارمند رسمی تلویزیون ‏این کشور بود، و قبلا دو بار به عنوان فرد مشکوک توسط نیروهای آمریکایی دستگیر، و آزاد ‏شده بود، 29 ساله شیعه، با نام منتظر الزیدی، با پرتاب یک جفت کفش به طرف رئیس ‏جمهور آمریکا که دو روز آخر ریاست جمهوری اش را می گذراند، نفرت خود را از آمریکا ‏نشان داد. بسیاری از تجار و بازرگانان عرب و موسسات ایرانی و دختر قذافی و حکومت ‏ایران و ونزوئلا از این خبرنگار تقدیر کردند. وی پس از کفش پراکنی مذکور دستگیر شد و ‏احتمالا تا حالا آزاد شده است. ‏

حالت دوم: اگر خبرنگار عراقی ده سال قبل به صدام حسین کفش پرت می کرد.‏
منتظر الزیدی در محل کنفرانس دستگیر، شکنجه، ذوب، بخار و بطور کلی محو می شد. کلیه ‏خبرنگاران موجود در کنفرانس دستگیر و حداقل( حداکثر در دوره صدام مرگ نبود.) کشته ‏می شدند. کلیه دوربین های موجود در محل، صندلی ها، میکروفون ها ذوب می شد. ‏خبرنگار، همسر، فرزندان، پدر و مادر و کلیه کسانی که نام خانوادگی شان الزیدی بود ‏دستگیر و زندانی می شدند. محل تولد خبرنگار مذکور بمباران شیمیایی می شد. پوشیدن کفش ‏برای خبرنگاران عراقی به مدت یک دهه ممنوع می شد و واژه کفش از کتابهای درسی عراق ‏حذف می شد.‏

حالت سوم: اگر همین خبرنگار در همین محل به احمدی نژاد کفش پرت می کرد.‏
منتظرالزیدی توسط پلیس عراق دستگیر می شد، فیلم مذکور توسط شبکه های خبری عراق ‏سانسور و چون شبکه خبری دیگری هم نبود، طبیعتا در جای دیگری هم پخش نمی شد. در ‏عرض 24 ساعت کلیه وابستگی های منتظرالزیدی به آمریکا و اسرائیل کشف می شد و در ‏ایران به عنوان پیرو سلمان رشدی شناخته می شد. از طرفی در عراق به عنوان یک قهرمان ‏عرب مورد ستایش مردم عرب قرار می گرفت. دولتین ایران و عراق در هر حال روابط شان ‏تیره می شد، در فکر برخی می گذشت که به بصره حمله برند و عراقی ها هم مناطقی را در ‏ایلام بمباران می کردند. از کردهای عراقی و ایرانی کسانی کشته می شدند. رفت و آمد ‏ایرانیان و عراقی ها به مدت سه سال قطع می شد و احتمالا اگر آمریکا در عراق نبود، جنگ ‏ایران و آمریکا به مدت هشت سال دیگر آغاز می شد. ‏

حالت چهارم: اگر همین خبرنگار در همین محل به خاتمی کفش پرتاب می کرد.‏
منتظر الزیدی توسط پلیس عراق دستگیر و یک ثانیه بعد آزاد می شد. در ایران، خبر حادثه ‏در تیترهای بزرگ در صفحات اول کیهان و حزب الله جشن ملی چاپ می شد، فیلم پرتاب ‏کفش توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش می شد و بعدا توسط هیاتهای موتلفه، ‏آبادگران، ایثارگران، وفاداران، هواداران، طرفداران، سینماگران، ذوب شدگان، درماندگان، ‏جاماندگان و واماندگان تکثیر و در ابعاد وسیع با بودجه سازمان تبلیغات منتشر می شد. در ‏همین حال سه روزنامه اصلاح طلب به دلیل اهانت به پابرهنگان صدراسلام تعطیل و تعدادی ‏از اصلاح طلبان زندانی می شدند. عراق ضمن عذرخواهی از آیت الله خامنه ای سهمیه ‏زائران ایرانی را دو برابر می کرد و دولت ایران نیز ده کارخانه کفش سازی برای پابرهنگان ‏و خبرنگاران کربلا، نجف، سامرا، کاظمین و کاراکاس ایجاد می کرد. یکی از روزنامه های ‏هوادار اصلاح طلبان خبر چاپ این خبر در صفحه اول کیهان را منعکس می کرد. روز بعدش ‏حسین شریعتمداری در کیهان به آن روزنامه به شدت حمله می کرد که ما اصلا قصد توهین به ‏خاتمی نداشتیم و روزنامه ... قصد نقاق داشته است. اما در همان روزنامه ای که سرمقاله اش ‏توسط شریعتمداری نوشته شده یک گزارش مفصل چاپ می شد درباره این که در چه حالتی ‏اعراب به کفار لنگه کفش می انداختند. دو سال بعد حسین شریعتمداری با اشاره به همین نوشته ‏اش ادعا می کرد که در جریان لنگه کفش کیهان تنها نشریه ای بود که از خاتمی دفاع کرد.‏

حالت پنجم: اگر همین خبرنگار عراقی سه سال قبل به سوی صدام حسین کفش پرت می کرد.‏
فرض کنیم منتظرالزیدی در دادگاه صدام عصبانی می شد و به سوی او کفش پرتاب می کرد. ‏در این حالت وکلای صدام دستگیر و منتظرالزیدی مورد تشویق قرار می گرفت، اما به ‏محض اینکه از دادگاه بیرون می آمد، آدم ربایی شده و سرش را می بریدند و پرت می کردند ‏توی بیابان های اطراف تکریت.‏

حالت ششم: اگر رئیس جمهور آمریکا به سوی خبرنگار عراقی کفش پرتاب می کرد.‏
فرض می کنیم منتظرالزیدی به عنوان خبرنگار گیر سه پیچ می داد به جورج بوش و او هم ‏کفشش را درمی آورد و پرت می کرد به طرف خبرنگار عراقی( طبیعتا احتمال اینکه رئیس ‏جمهور آمریکا به عنوان جنگ طلب زورگو به یک خبرنگار حمله کند منطقا بیشتر است تا ‏اینکه یک خبرنگار که معمولا موجود مظلومی است با کفش به رئیس جمهور آمریکا حمله ‏کند.) در این حالت، فیلم مذکور در همه رسانه ها روزی 36 ساعت پخش می شد، سازمان ‏گزارشگران بدون مرز، سازمان عفو بین الملل، انجمن جهانی قلم، دیده بان حقوق بشر، ‏احزاب سبز تمام اروپا، سازمان کنفرانس اسلامی، کفش نایک و آدیداس و ریبوک، کفش ملی ‏ایران، کفش گام، اتحادیه اروپا، اتحادیه نویسندگان هالیوود از منتظر الزیدی پشتیبانی می ‏کردند و القاعده و حماس و حزب الله اعلام عزای عمومی در تمام دنیای اسلام می کردند، ‏پرچم های دنیای اسلام به حالت نیمه افراشته در می آمد. آمریکایی ها در عرض یک هفته ‏آینده 18 فیلم سینمایی به نام های " کفش های رئیس جمهور"، کفش های بغداد"، " بازگشت ‏کفش ها"، " آخرین پرتاب" و.... تولید می کرد. مصاحبه با منتظرالزیدی در بی بی سی، سی ‏ان ان، ان بی سی پخش می شد و هفته بعد کتابش به نام " کفشهایی به قلب من" با تیراژ شش ‏میلیون به چهل زبان منتشر می شد. اورهان پاموک، مارکز، بارگاس یوسا، نوام چامسکی، ‏اکبر گنجی، شیرین عبادی، خالد حسینی از او حمایت می کردند و جایزه نوبل ادبی سال ‏‏2009 به منتظرالزیدی تعلق می گرفت.‏

حالت هفتم: اگر یک خبرنگار آمریکایی در عراق به طرف مالکی کفش پرتاب می کرد.‏
تصویر مذکور یک بار از بی بی سی پخش و بطور کلی محو می شد. خبرنگار مذکور توسط ‏پلیس عراق دستگیر و بعد از یک ماه به آمریکایی ها تحویل داده می شد، وی پس از بازگشت ‏به آمریکا شغلش را از دست می داد، بتدریج زنش از او جدا می شد، بعد از مدتی به دلیل ‏الکلی شدن بیخانمان می شد، وی در یک شب تاریک خودکشی می کرد و کلا از صحنه ‏روزگار محو می شد.‏

حالت هشتم: اگر همین خبرنگار عراقی در ایران به احمدی نژاد کفش پرتاب می کرد.‏
سه دقیقه بعد دستگیر، سپس زندانی، و دوازده ساعت بعد اعترافاتش مبنی بر اینکه به دستور ‏موساد به سوی رئیس جمهور ایران کفش پرت کرده است، پخش می شد. سپس کلیه مخالفان ‏جدی رئیس جمهور بر اساس اعترافات منتظرالزیدی به عنوان عوامل و همکاران " شبکه ‏جهانی اسرائیلی - هلندی کفش" دستگیر می شدند و آنها هم به جرائم خود اعتراف می کردند. ‏بعد رهبری ضمن محکوم کردن کفش اندازان بی دین و کفاشان کوردل از دولت حمایت می ‏کرد و مجلس کلیه سووالات، استیضاحات و غیره مربوط به دولت را پس گرفته و حمایت ‏قاطع خود را از رئیس جمهور اعلام می کرد. منتظرالزیدی پس از یک ماه بدون هیچ خبری ‏آزاد می شد، وی پس از مدتی در عراق با دوچرخه تصادف کرده و پس از خودکشی توسط ‏شیعیان عراق، می مرد. ‏

حالت نهم: اگر خبرنگار مهاجر ایرانی در ایران قصد داشت کفشش را پرتاب کند.‏
فرض کنیم خبرنگار ایرانی که مدتی در خارج زندگی کرده بود، به دلیل انحراف ذهنی ناشی ‏از دیدن تصاویر پرتاب کفش از سوی خبرنگاران به سوی روسای جمهور فکر می کرد علی ‏آباد چون شهر شده پس آسفالت شده و چون آسفالت شده پس لابد آدم می تواند در حین مصاحبه ‏با رئیس جمهور کفشش را دربیاورد. خبرنگار مذکور پس از پانزده سال از کانادا به ایران ‏بازمی گشت و قبل از اینکه بتواند کارتش را به ماموران نشان بدهد، یا بتواند دوربینش را از ‏کیفش بیرون بیاورد، یا خدای ناکرده عکس بگیرد، قاضی وی را دستگیر و زندانی و بازجویی ‏کرده و اتهامات را با لنگه کفش چنان به او تفهیم می کرد که قبل از سئووال کردن از رئیس ‏جمهور هفت تا کفن بپوساند.‏

حالت دهم: اگر خبرنگار ایرانی به طرف احمدی نژاد کفش پرتاب می کرد.‏
خبرنگار مربوطه دستگیر و به دلیل شکایت نیروی انتظامی و توسط بخش مواد مخدر ‏دادستانی بازداشت و توسط ضداطلاعات سپاه به دلیل ارتباط با عناصر چپ بازجویی می شد. ‏فیلم مذکور به دقت مونتاژ شده و در فیلمی که از صدا و سیما پخش می شد، گروهی از ‏خبرنگاران چپ و دموکراسی خواه به خاتمی حمله کرده و صدا و سیما به مدت دو دهم ثانیه ‏آن را نشان می داد. خبرنگاران دیگر طی گزارشاتی همه اجماعا اعلام می کردند که اصولا ‏چنین اتفاقی نیفتاده و کسی کفشش را در حضور احمدی نژاد از پایش درنیاورده، فقط مسیح ‏علی نژاد گزارش خرید یک کفش را توسط یک عاشق پابرهنه تشنه عدالت در لندن منتشر می ‏کرد. بعد از دو سال خبرنگار مذکور از زندان آزاد شده و به واشنگتن می رفت و در اولین ‏مصاحبه تلویزیونی با صدای آمریکا می گفت که اصلا لنگه کفشی در کار نبوده و او چون با ‏تانک به بیت رهبری حمله کرده بود، دستگیر و زندانی و شکنجه شده. از همان طریق صدای ‏آمریکا به وکلای دعاوی خبر می داد که حاضرست کیس خود را بفروشد و از دولت ایران ‏غرامت بخواهند.‏

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 دی1387ساعت 9:9  توسط ناشناس 2 | 
 

 

 

cid:image001.gif@01C94996.AEB3A2A0

cid:image002.gif@01C94996.AEB3A2A0

cid:image003.gif@01C94996.AEB3A2A0



cid:image004.gif@01C94996.AEB3A2A0

cid:image005.gif@01C94996.AEB3A2A0









cid:image006.gif@01C94996.AEB3A2A0

cid:image007.gif@01C94996.AEB3A2A0

cid:image008.gif@01C94996.AEB3A2A0

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 آذر1387ساعت 18:49  توسط ناشناس 2 | 

خبرنامه امیرکبیر: دروغ گویی های دولت و حامیانش این بار در خبر تولید خودرو صددرصد ایرانی آشکار شده است.

miniator۲.JPG

خودرو “مینیاتور” که هفته گذشته به عنوان یک خودرو ملی کاملا ایرانی معرفی شد، خودرویی است که بخش های بسیاری از آن ساخته کشورهای خارجی است. بنابر گزارش ها طراحی بدنه این خودرو توسط شرکت های ایتالیایی و تولید موتور آن نیز به یک شرکت آلمانی سفارش داده شده است. به گزارش روزنامه اعتماد، موتور این خودرو در واقع همان موتور پراید است که آلمانی ها حجم آن را افزایش داده اند تا به قدرتش افزوده شود.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دولت با همکاری صدا و سیما طی روزهای متوالی به دروغ پردازی در ملی بودن این خودرو کرده و آن را حاصل زحمات دولت نهم دانسته است. اما جدا از اعتراضاتی که به این تبلیغات دروغین انجام شده است، بسیاری نیز معرفی پیش از موعد این خودرو را بی ارتباط با احتمال حضور مهرداد بذرپاش در وزارت کشور نمی دانند. بخشی از این اقدام سیاسی هم از این لحاظ انجام شده است که ادعا شود تحریم های گسترده ایران، تاثیری بر صنعت خودرو سازی نداشته است در حالیکه بنابر نظر کارشناسان و مهندسان فعال در زمینه صنعت خودرو، تحریم های ایران مشکلات بسیاری را برای صنعت خودرو سازی به وجود آورده است.

به اعتقاد کارشناسان به دلیل شرایط اقتصادی، توانایی علمی و جغرافیایی کشور، تولید کامل خودرو در ایران هیچ گاه قابلیت تبدیل شدن به یک صنعت در آمدزا ندارد بلکه طی سالهای گذشته ایران نیز می توانست همچون کشورهایی مثل مالزی با سرمایه گذاری در بخش تولید قطعات خودرو از این صنعت به عنوان یک صنعت درآمدزا برای کشور استفاده کند. اما طی سالهای گذشته بیش از آنکه به واردات صنعت خودورسازی به ایران از منظر اقتصادی نگاه شود، از منظر سیاسی و باج دادن به کشورهای قدرتمند نگاه شده است.

محمد رضا عاطفی یکی از کارشناسان خودرو نیز در زمینه اعلام خبر تولید خودرو “مینیاتور” گفته است اینکه سایپا تاکید دارد طراحی و تمام مراحل تولید این خودرو در ایران و توسط مهندسین داخلی صورت گرفته، نقطه ضعفی بزرگ است و ارزش بیان کردن و افتخار ندارد. فریب بوده است و در اصل یا وام گرفته از دیگران بوده یا جایی درون خود ایرادهایی داشته که در پشت ظواهر پنهان مانده است. داریوش قنبری نماینده ایلام د رمجلس در این زمینه گفته است: بعید است که مینیاتور خودرویی کاملا ملی باشد چون تا جایی که من اطلاع دارم در تولید خودروی ملی با وجود همه تبلیغی که در این باره انجام شده است مشکل داریم

در ادامه گزارش روزنامه اعتماد و سایت خبری ایران را در این زمینه می توانید بخوانید.

رئیس جمهوری خودرو صددرصد ایرانی سایپا را رونمایی می کند

دست های ایتالیا، آلمان و کره در کار است

«طراحی بدنه توسط ایتالیا، ساخت موتور در آلمان، سیستم تعلیق و ترمز با همکاری کره، پلت فورم برگرفته از پراید و ریو، نام؛ خودرو صددرصد ایرانی.»

«مینیاتور» نام دومین خودرو ملی کشورمان است که مهرداد بذرپاش مدیرعامل سایپا آن را خودرویی صددرصد ایرانی دانسته و در تبلیغاتی که طی چند شب گذشته از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شده این خودرو را حاصل فعالیتی ۱۴ ماهه در دولت نهم به مردم معرفی کرده است. اما آیا واقعاً چنین است؟

اواخر سال ۷۹ بود که با جدی شدن ساخت خودرو ملی سمند، سایپا نیز به فکر افتاد تا چنین پروژه یی را در این شرکت تعریف کند. ایران خودرو نیز همزمان با سمند پروژه «پیکان جدید» را آغاز کرد تا افرادی همچون حمیدرضا کاتوزیان، رئیس فعلی کمیسیون انرژی مجلس که آن زمان یکی از مدیران ایران خودرو بود، به طور مستقیم با این پروژه درگیر شوند. اما چیزی نگذشت که با برکناری منوچهر غروی از ایران خودرو و روی کار آمدن منوچهر منطقی پروژه پیکان جدید متوقف شد چرا که مدیریت جدید این شرکت اعتقاد چندانی به ادامه این پروژه نداشت. با امضای قرارداد ال- ۹۰ در سال ۱۳۸۳، دو شرکت ایران خودرو و سایپا پروژه های ملی سازی را کنار گذاشتند. به اعتقاد آنها خودروسازان باید به دنبال سرمایه گذاری مشترک و خودروهای چندملیتی می رفتند، چرا که دیگر پروژه ملی سازی در صنعت خودرو معنای اصلی خود را از دست داده بود.

اما با روی کار آمدن دولت نهم ورق برگشت. همکاری های صنعتی با خارجی ها مورد بازنگری قرار گرفت و پروژه ال- ۹۰ متوقف شد. بذرپاش به عنوان نماینده سازمان تامین اجتماعی در اسفند ۸۵ به عضویت هیات مدیره پارس خودرو درآمد و چیزی نگذشت که مدیرعامل این شرکت شد.

 حضور بذرپاش در پارس خودرو زیاد به طول نینجامید و او پس از چند ماه فعالیت در این شرکت با رفتن احمد قلعه بانی به سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران به مدیرعاملی سایپا منصوب شد تا پرونده خاک خورده خودرو ملی سایپا از قفسه کتابخانه های این شرکت بیرون آورده شود.

 «مینیاتور» خودرویی است که بنابر وعده مدیرعامل سایپا با قیمتی زیر ۱۰میلیون تومان به بازار عرضه خواهد شد. این درحالی است که مدنی، رئیس شرکت سازه گستر سایپا عرضه آن را با این قیمت بعید دانسته تا از سوی بذرپاش به خاطر این اظهارنظر مورد توبیخ قرار گیرد. آنچنان که سایپا اعلام کرده موتور انژکتوری این خودرو استاندارد یورو سه را داشته و برای اقشار متوسط و کم درآمد جامعه ساخته شده و تنها خودرویی است که می توان لقب ساخت ایران را به آن داد. این در حالی است که طراحی بدنه مینیاتور توسط گروهی از طراحان ایتالیایی صورت گرفته و موتور آن نیز به شرکت آلمانی FEV سفارش داده شده است. موتور این خودرو در واقع همان موتور پراید است که آلمانی ها حجم آن را افزایش داده اند تا به قدرتش افزوده شود. این موتور ۱۵۰۰ سی سی حجم دارد و قدرتی معادل ۸۰ اسب بخار را ایجاد می کند. سیستم تعلیق و ترمز نیز با الهام از خودرو کره یی ریو ساخته شده و حتی نمونه سازی آن نیز در کره جنوبی صورت گرفته است. پلت فورم این خودرو نیز الهام گرفته از پراید و ریو است. به عبارت دیگر پلت فورم این خودرو (به هر آنچه از خودرو که دیده نمی شود پلت فورم می گویند) همچون خودرو پژو آردی ارتقا داده شده است. این در حالی است که سایپا مدعی شده پلت فورم جدیدی ساخته و مینیاتور را روی آن سوار کرده است.

 رئیس مرکز مطالعات و برنامه ریزی استراتژیک سایپا درباره این خودرو می گوید؛ مینیاتور تنها خودرویی است که می توان لقب ساخت ایران را به آن داد. وی به سمند ایران خودرو کنایه زده و گفته سمند روی پلت فورم پژو ۴۰۵ ساخته شده تا بدین صورت عنوان کند «ساخت ایران» شایسته خودرو ملی سمند نیست.

 قرار بود این خودرو بهمن ماه رونمایی شود که به یکباره اواخر آذرماه برای چنین اقدامی انتخاب شد.

 منابع آگاه می گویند دلیل این رونمایی زودهنگام انتقال مهرداد بذرپاش از سایپا به وزارت کشور است. این در حالی است که او چندی پیش اعلام کرده بود «دو سال دنبال سیاست رفتیم اما چیزی نیافتیم.»

 از طرفی منوچهر منطقی مدیرعامل ایران خودرو نیز از رونمایی خودرو X۱۲ با قیمت ۱۰میلیون تومان از دهه فجر خبر داده اما از جزئیات آن چیزی نگفته است. X۱۲ همان پیکان جدید است که ایران خودرو پس از سال ها همچون سایپا پرونده خاک خورده آن را به جریان انداخته است. وی در گفت وگوی اخیر خود با خبرنگاران همچنین انتقاد شدید به بذرپاش وارد کرده و اقدام اخیر وی را در رونمایی یا «فیس لیفت» تندر ۹۰ اقدامی غیرحرفه یی خوانده است. منطقی که این روزها با نگاهی دقیق تر اقدامات سایپا را دنبال می کند، افزود؛ وقتی قرار است خودرویی ۱۸ماه بعد به تولید برسد از رونمایی زودهنگام فیس لیفت آن نمی توان به عنوان اقدامی حرفه یی یاد کرد.

 محمود احمدی نژاد روز شنبه با حضور در سالن اجلاس سران بدون آنکه در سایپا حضور یابد از خودروی ملی این شرکت رونمایی می کند، هرچند این پروژه صنعتی در دوره خاتمی تعریف اما به دلیل نداشتن توجیه اقتصادی نیمه کاره رها شد. رئیس جمهوری از مینیاتور پرده برداری می کند تا به دولتمردان گذشته این نکته را یادآوری کند کاری را که آنها غیراقتصادی می دانستند دولت نهم اقتصادی کرد. مینیاتور که سایپا از آن به عنوان خودرو صد درصد ایرانی یاد کرده در واقع همان پرایدی است که فورد در سال ۱۹۸۸ پلت فورمش را به کیا موتورز کره داد تا این شرکت چند سال بعد آن را در اختیار سایپا قرار دهد. مینیاتور در واقع همان میراث فورد امریکا است.

 علیرضا بهداد

روزنامه اعتماد

 آیا واقعا مینیاتور خودرویی ملی است؟

 خودروسازان ایرانی این روزها بیش از هر زمان دیگری آلبوم تصویرهای یادگاری خود را پر می‌کنند البته در این میان سایپایی‌ها گوی سبقت را از رقبای خود ربوده‌اند.

 به گزارش سرویس اقتصادی سایت خبری ایران(INA)، مدیرعامل جوان و بی تجربه این گروه خودروسازی که روزگاری از اصولگرایان دوآتشه در جریان دانشجویی بود حالا سکان هدایت گروه صنعتی سایپا را برعهده دارد که به باور بسیاری از تحلیلگران اقتصادی در کنار ایران‌خودرو اصلی‌ترین تیم انحصاری در صنعت ایران را به خود اختصاص داده‌اند.

 درواقع برخی از اعضای کمیسیون صنایع و معادن مجلس امیدوار بودند حتی در برنامه ویژه خبری شبکه دو سیما نیز حضور داشته باشند تا پاسخ ابهامات خود درباره خودروی مینیاتور را از مدیرعامل سایپا بشنوند؛ یعنی برنامه‌ای که با دعوت از مهرداد بذرپاش سعی بر آن داشت تا ملی بودن این خودرو را سندیت ببخشد. نمایندگان مجلس اما تبلیغات شدید برای مینیاتور را درواقع تبلیغی برای مهرداد بذرپاش می‌دانند تا تبلیغ برای شرکت سایپا. نمایندگان مجلس همچنین علاقه دارند که شرکت سایپا اطلاعات بیشتری درباره این خودروی در اختیار آنان قرار دهد و آنچه که از مسوولان سایپا شنیده‌اند را به صورت کارشناسی بررسی کنند.

 یکی از اعضای کمیسیون صنایع و معادن می‌گوید چند سال پیش که طرحی را در ارتباط با خودرویی شبیه مینیاتور دیده به مسوولان وقت اعلام کرده که باید حداقل تغییراتی در ظاهر این خودرو داده شود تا بتوان آن را خودرویی جدید دانست. البته بسیاری از اعضای کمیسیون صنایع و معادن مجلس در مراسم رونمایی از خودروی مینیاتور حضور نداشته‌اند و سخنان آنان درباره این خودرو تنها مستند به گفته‌های مسوولان سایپا است و اعضای کمیسیون صنایع و معادن علاقه دارند که اطلاعات جزئی‌تر مربوط به این خودرو را دریافت کنند. مهم‌تر از همه حواشی مربوط به رونمایی از خودروی مینیاتور، تبلیغات عظیم انجام شده برای مراسم رونمایی این خودرو است.

 به گفته یکی از اعضای کمیسیون صنایع و معادن، برگزاری مراسم رونمایی از مینیاتور در سالن اجلاس سران و تبلیغ‌های فراوان انجام شده درباره این خودرو نشان از عزمی برای بزرگنمایی این رخداد دارد. برای تکمیل حلقه این تبلیغات برخی از رابطان شرکت سایپا در مجلس به دنبال جمع‌آوری نامه‌ای برای تقدیر از زحمات سایپا در تولید خودروی مینیاتور بودند که البته محمدرضا باهنر نایب‌رئیس مجلس‌، شأن مجلس را در این یافته است که وارد این موضوعات نشده، از نمایندگانی که پیگیر جمع‌آوری امضا برای این نامه بودند خواست که نسبت به صدور بیانیه اقدام نکنند.

 این اقدام باهنر البته ناخشنودی نمایندگان حامی دولت در مجلس را سبب شد اما با این وجود تعدادی از نمایندگان مجلس تبلیغات انجام‌شده درباره رونمایی از این خودرو را تبلیغاتی سیاسی می‌دانند. داریوش قنبری نماینده ایلام از جمله نمایندگان منتقد به تبلیغات انجام شده درباره رونمایی از خودروی مینیاتور است که درباره تبلیغات انجام‌شده برای رونمایی از خودروی مینیاتور به اعتماد ملی می‌گوید: من فکر می‌کنم که تبلیغات انجام‌شده در ارتباط با خودروی جدید سیاسی باشد. ‌

وی با اشاره به برخی از مطالب مطرح‌شده توسط مدیرعامل سایپا می‌افزاید: بعید است که مینیاتور خودرویی کاملا ملی باشد چون تا جایی که من اطلاع دارم در تولید خودروی ملی با وجود همه تبلیغی که در این باره انجام شده است مشکل داریم. ‌

نماینده ایلام با اشاره به مطالب مطرح‌شده درباره تولید خودروی ملی در کشور و گفت‌وگوهایی که پیش از این با مسوولان داشته است، می‌گوید: با توجه به صحبت‌های قبلی و آنچه در صنعت خودور دیده‌ایم مطالب مطرح‌شده درباره خودروی مینیاتور نمی‌تواند واقعی باشد برخی از این صحبت‌ها تبلیغات بی‌اساسی است که مشخص نیست تا چه حد واقعی باشد.

‌قنبری با یادآوری رابطه نزدیک بذرپاش با رئیس‌جمهور و انتقاداتی که در زمان انتصاب وی به سمت مدیرعاملی سایپا بود، گفت: بحث آقای بذرپاش نیز یکی از دلایل انجام تبلیغات گسترده درباره خودروی مینیاتور است با توجه به اینکه ایشان سوابق خاصی در خودروسازی نداشتند و به صنعت خودور رفتند با تبلیغاتی که درباره این خودرو انجام می‌دهند می‌خواهند وانمود کنند که فردی که سابقه خاصی نداشته است توانسته اینگونه موفقیت داشته باشد.

‌نماینده ایلام با اشاره به اقداماتی که پیش از این در سایپا انجام شده بود، گفت: اما این را هم مشخص نکردند که سابقه تولید این خودرو به چه زمانی بازمی‌گردد چون من این سابقه را دارم که زمانی که آقای قلعه‌بانی در سایپا بودند اقداماتی در این باره انجام می‌شد. ‌ قنبری با اشاره به مشکلات خودروسازی در کشور می‌گوید: اگر خودروسازان کشور را با خودروسازهای کره‌ای مانند هیوندایی مقایسه کنیم می‌بینیم که هیوندا و کیاموتور به اعماق بازارهای اروپا هم نفوذ کرده‌اند.

‌قنبری در پایان اینگونه نتیجه‌گیری می‌کند که با توجه به بگومگوهایی که درباره مدیریت بذرپاش قرار دارد مطالب مطرح‌شده درباره خودروی مینیاتور توسط مسوولان شرکت سایپا بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد و نمی‌توان به این صحبت‌ها استناد کرد. ‌

 سایت خبری ایران

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 آذر1387ساعت 15:10  توسط ناشناس 2 | 

چهارشنبه ۲۹م آبان ۱۳۸۷

خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی در حمایت از ۵ تن از فعالین دانشجویی این دانشگاه که پس از شرکت اعتراضی در سخنرانی آقای رحیم پور ازغدی به احکام سنگین محرومیت از تحصیل محکوم شده اند، روز دوشنبه دست به اعتصاب غذا زده و به ادامه برخوردهای سرکوب گرانه با فعالین دانشجویی اعتراض کردند.

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر با توجه به این که دانشکده های دانشگاه خواجه نصیر پراکنده میباشند، اما این اعتصاب با استقبال بی نظیر دانشجویان به طور همزمان در دانشکده های مختلف این دانشگاه صورت گرفت. نکته جالب در این میان تعجب دانشجویان بسیجی از حمایت گسترده دانشجویان خواجه نصیر از همکلاسی های تعلیق شده شان بود به طوری که بارها سعی نمودند با جمع آوری ظرف غذای دانشجویان از ادامه این اعتصاب جلوگیری کرده و یا با لجن پراکنی این اعتصاب را نوعی اعتراض صنفی به کیفیت غذای دانشگاه جلوه دهند.

 لازم به ذکر است پنج تن از فعالین دانشجویی دانشگاه خواجه نصیر پس از اعتراض به سخنرانی ازغدی در این دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شده و احکام سنگین محرومیت از تحصیل به مدت یک یا دو ترم را دریافت نموده اند. این دانشجویان جمعه به ۸ ترم محرومیت از تحصیل محکوم شدند. این احکام که تنها به علت بالا بردن پلاکاردهایی اعتراض آمیز در جلسه ی سخنرانی ازغدی صادر شده است در نوع خود جالب توجه بوده و دانشگاه سعی دارد با انتساب این دانشجویان به گروه های خارج از کشور پروژه ایجاد اختناق در دانشگاه را پیش ببرد. ازغدی در این جلسه در سخنان خود اعتراض دانشجویان را نشانه آزادی در کشور و از برکات انقلاب دانسته بود.

 این در حالی است که در هفته های گذشته نیز بیش از ۵۰۰ تن از دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر با هشدار نسبت به ادامه این گونه برخوردها با فعالین دانشجویی حمایت خود را از دانشجویان معترض اعلام کرده اند. دانشجویان امضا کننده این نامه اعلام نموده اند که با توجه به سابقه و شناختی که از دانشجویان تعلیق شده دارند ارتباطی بین این دانشجویان و گروه های خارج از کشور نمی بینند و این اتهامات واهی تنها بهانه ای است جهت برخورد با فعالین دانشجویی دانشگاه تا دیگر هیچ صدای اعتراضی از دانشجویان آزادی خواه و حق طلب بلند نشود.

 در پایان این اعتصاب غذا نیز دانشجویان اعلام نمودند تا لغو احکام تعلیق دانشجویان و پایان دادن به محدودیت های موجود به اعتراضات خود ادامه خواهند داد.

khjnsr۱.JPG

khjnsr۲.JPG

khjnsr۳.JPG

khjnsr۴.JPG

khjnsr۵.JPG

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 10:20  توسط ناشناس 2 | 
سلام

چند وقت پیش شنیدم که در جشنی که به مناسبت ولادت امام رضا (ع) در دانشگاه هم نام امام رضا(ع) اتفاقاتی (توحین مداح به دانشجویان پسر) افتاده که حتما شما بهتر از من از جزئیات مطلعید و نیاز به توضیح بیشتر نیست .

جای تامل دارد که چه برخوردی باید از سوی دانشجویان در پاسخ به این توهین صورت میگرفته ؟

به هر حال در دانشگاهی منصوب به نام امام رضا که مسئولینش به مسائل فرهنگی مذهبی توجه خاصی دارد اینگونه اتفاقات قابل توجیه نیست ...

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 آبان1387ساعت 22:50  توسط ناشناس 2 | 

maybe these are fake ,i dont know,you can research !

Well ... what can i say ?! this is so good ! because another word has entered to english language from persian and we should thank to Mr. kordan !

See below !

Kordanize /'kərdənaiz/ (v.) [past tense: Kordanized
/ past participle: Kordanized ]
(1): To get Ph.D without having B.Sc.
(2): To become an important person (e.g. minister) by presenting fake
certificate or documents.

- Kordanification( n.)
(1): The process of receiving fake degree, especially from a prestigious
university (e.g. Oxford )
(2): The relationship between happiness and telling a big lie.
(3): A method in order to gain Self confidence.

- Kordanism(n. )
(1): The philosophy and strategy of telling lie to a large group

of
people (e.g. a nation)
(2): A psychological method for deceiving people and laughing
simultaneously.

- Kordanic(adj.)
(1): Happy
(2): Self Confident
(3): Relaxed


Kordanicly(adv )

In a Kordanic manner.

+ نوشته شده در  جمعه 17 آبان1387ساعت 0:15  توسط ناشناس 2 | 
دیروز روز بزرگی بود به ۲ دلیل :

۱. استیضاح وزیر کشور

۲.انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که Barack Obama به عنوان اولین رئیس جمهور سیاه پوست آمریکا برگزیده شد ...

لینکهای مربوطه :

  :   US 2008 presidental election

http://news.yahoo.com/election/2008/dashboard

 :Kordan

Image

Wikipedia

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 11:6  توسط ناشناس 2 | 
امسال سال نو خیلی مبارک بود زیرا در امسال پدرم ما را به شمـــال برده است !
اين بهترين مسافرتی است که پدرم ما را آورده است چـــون قبل از اين هيـــچوقت
ما را به مسافرت نبرده بود! در راه شمال به ما خيـــلی خوش گذشــــــت ! ما در
راه خيلی چپ کرديم ! پدرم ميگفت من میپيچم ولی نمیدانم چرا جــاده نمیپيچه!
خواهرم یک بار دستش را از پنجره ماشین بیرون آورد تا پوست تخمـه اش را بریزد
و یک ترانزیت از کنار ماشین ما رد شد و دست خواهرم از بازو کنده شـــــــــد و ما
خیلی خندیدیم ! ما برای ناهار به اکبر جوجه رفتیم ! البته من خود اکـــــــــبر آقا را
ندیدم ولـــــــــــی پدرم که او را دیده است میگوید خیلی جوجه اسـت ! من خیلی
نوشــــــــابه خوردم و پدرم یک گوشه نگه داشت تا من با خیال راحت ب؟!شـم! به
طبیعت ! در جاده خیلی برف آمده بود و ما برف بازی کردیم ! مـــــن با گوله برف به
پس کــــله پدرم زدم و او عصبانی شد و دست من را لای در ماشین گذاشـت و در
ماشین را محکم بست !

ما به متل قو رفتیم و سر یک میز نشستیم و پدرم قیلـون و چایی ســـفارش داد .
پدرم خیلی قشنگ قیلون میکشد . پدرم حتی در متل قـو هم از رژیمش دست بر
نمیدارد و درِ گوشی به همان پسره که قیلون آورد چیزی مـیگوید و یــــــک پارچ آب
سفارش میدهد ! پدرم عادت دارد نوشابه را با آب قاطی میکند !
کنار ما چند تا جوان نشسته اند و آواز میخوانند :
میخوام برم زن بگیرم ! پولامو بدم !ن بگیرم و ...
پدرم با این شعر خیلی حال میکند ولی مادرم عصبانی میـشود و با پارچ آب پدرم
به صورت من میکوبد ! ما ۱۳ را در همانجا در کردیم
ولی به هر حال به ما خیلی خوش گذشت و من خیلی کتک خوردم!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 مهر1387ساعت 12:50  توسط ناشناس 2 | 
سلام !

من هرچی میخوام هیچی نگم نمیذارن که !

آقای فلانی آخه این سایته ؟ نه خداییش ضایع نیست ؟! دانشگاه به ایییییییین! عظمت سایتش دقیقا موقع ثبت نام ورودی جدیدا بخوابه ؟ نه اطلاعیه ای نه راهنماییی نه ... نه ....

البته وقتی سالمم هست چیزی نداره ولی خب از هیچی بهتر بود

حداقل یکم رو ظواهر کار کنید ..

یعنی از اینم کمترید ؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 9:35  توسط ناشناس 2 | 
ترم تابستونیم تموم شد !

تازه تعطیلاتم شروع شد ،همش ۲۰ روز اونم که تو ماه رمضونه !

ای خداااااا ...!!!!

عجیبه ولی دلم واسه اون خراب شده یکم تنگ شده .بریم باز یکم با استثنایی و ... کل کل کنیم ببینیم آخر چه گلی به سرمون میزنن تو مشهد !اینجا که چیزی گیرمون نیومد ببینبم شاید اونجا حداقل چون آشناییم یکم هوامونو داشته باشن ! (عمراً )!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 18:34  توسط ناشناس 2 | 
احتمالا در مورد بحثهاي جلسه راي اعتماد مجلس به وزراي کشور . راه و اقتصاد چيزهايي شنيديد.
اما قضيه علي کردان،منجر به بروز مسايلي غير قابل کنترل در مجلس شد و مباحثي که در مورد علي کردان،نامزد وزارت کشور مطرح شد،بي سابقه بود.
علي کردان سالها درصدا و سيما و وزارت نفت فعاليت داشته است.
جدا از مسايل و اتهامات مالي و اخلاقي که به کردان نسبت داده ميشود،چند تن از نمايندگان در مورد مدرک دکتراي نامبرده مطالبي را مطرح نمودند که جاي تامل بسياري داشت.
سايت الف،مرتبط با احمد توکلي در اين زمينه از دانشگاه آسفورد در مورد علي کردان استعلامي نموده که در آن آکسفورد ،شايعه تقلبي بودن مدرک کردان را تاييد کرد....
در واقع مخالفتها بقدري شديد بود که رئيس جمهور مثل هميشه از کيسه رهبري خرج کرده وبا نقل قول جنجال برانگيز خود مبني بر نظر موافق رهبري با نامبرده،باعث شد که متاسفانه باز هم تحت تاثير جو ذوب شدگي!!!!!! راي اعتماد به کسي بدهد که در حساس ترين وزارتخانه قرار است مسئوليت برگزاري انتخابات سال آينده را بر عهده داشته باشد....
بدون شک انتخاب کردان نقطه سياهي بود در عمر کوتاه مجلس نهم...به طوري که برخي از نمايندگان هم اين مطلب را اظهار کرده اند که راي اعتماد به کردان (که فقط به خاطر ورود رهبري به اين ماجرا بود که خود از خيلي چيزها حکايت دارد) مايه شرمساري مجلس خواهد شد....
در زير مطلب سايت الف را مشاهده مي کنيد:

بخش تاييد مدارک دانشگاه آکسفورد و دانشکده حقوق دانشگاه آکسفورد، در پاسخ به استعلام "الف"، با ارسال فکس‏هاي جداگانه اعلام کردند، هيچ سابقه‏اي از فردي به اسم آقاي علي کردان در اين دانشگاه مبني بر دريافت دکتري افتخاري وجود ندارد.

بخش تایید مدارک آکسفود در پاسخ به استعلام تفصیلی الف مبنی بر:


1- آیا آکسفود به کارها، کتابها، پایان‏نامه‏های ارسال شده از کشورهای دیگر، برای مثال ایران، دکتری افتخاری می دهد؟
2- آیا دانشگاه آکسفورد به آقای علی کردان، از ایران، دکتری افتخاری در حقوق داده است؟
3- آیا از پایان نامه ارسالی آقای علی کردان دفاع شده است؟

اینگونه پاسخ داد:

- با تشکر از سوالات ارسالی در ارتباط با آقای علی کردان.

- دانشگاه آکسفورد مدرک دکتری افتخاری می‏دهد، اما نه به کارهای ارسالی از کشورهای دیگر
- آقای کردان مدرک دکتری افتخاری از دانشگاه آکسفورد نگرفته است.
- بررسی های ما سابقه ای از ارایه دکتری به آقای علی کردان نشان نمی دهد.

با احترام
جرمی درو
اداره تایید مدارک
دانشگاه آکسفورد

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 25 مرداد1387ساعت 12:33  توسط ناشناس 2 | 

+ نوشته شده در  جمعه 18 مرداد1387ساعت 19:38  توسط ناشناس 2 | 
خبرنامه امیرکبیر:(سه شنبه ۱۵م مرداد ۱۳۸۷)

 یعقوب مهرنهاد روزنامه نگار و فعال مدنی و دبیر انجمن “جوانان صدای عدالت”، روز گذشته پس از ۱ سال و ۳ ماه بازداشت در زندان زاهدان اعدام شد. یعقوب مهرنهاد که مدتی هم سرپرست روزنامه “مردم سالاری” در استان سیستان و بلوچستان بود، در آستانه روز خبرنگار و علیرغم اینکه کمیسیون عفو استان خواستار عدم اجرای حکم اعدام شده بود، با تاکید مراجع عالی قضایی اعدام شد.

yaaghoubmehrnahad.JPG

یعقوب مهرنهاد پس از بازداشت بیش از ۵ ماه در بازداشتگاههای وزارت اطلاعات به سر برده و پس از آن به مدت ۲ ماه بدون هیچ حکمی در زندان مرکزی زاهدان زندانی شده بود. در چهارم دی ماه سال گذشته دادگاه وی تشکیل شده و پس از محاکمه به جای صدور حکم و علی رغم گفته ی قاضی پرونده مبنی بر صدور حکم طی ۱۰ روز، مجددا وی را در تاریخ ۱۵/۱۰/۸۶ برای اخذ اعترافات به بازداشتگاه اطلاعات انتقال داده اند. وی سرانجام طی دادگاهی ناعادلانه و بدون حضور هیات منصفه، وکیل و خانواده او به “محاربه و فساد فی الارض از طریق عضویت و همکاری با گروهک تروریستی موسوم به جندالله” محکوم شد.

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر، پس از صدور حکم اعدام برای یعقوب مهرنهاد، خانواده وی درصدد بودند تا محمدعلی دادخواه وکالت پرونده را بر عهده بگیرد، اما وزارت اطلاعات زاهدان با فشار و تهدید خانواده یعقوب، آنان را از ارتباط با وکلا در تهران و انعکاس خبرهای مربوط بر حذر می داشتند. وزارت اطلاعات زاهدان با قول حل مشکل و تغییر حکم اعدام به خانواده وی، تعیین وکیل برای یعقوب را باعث پیچیده تر شدن پرونده بیان کرده و این امر را به ضرر یعقوب عنوان می کردند.

یعقوب مهرنهاد در اردیبهشت ۸۶ پس از برگزاری پنجمین همایش سالانه “جوانان پرسشگر، مسئولین پاسخگو” که تعدادی از مسئولین نیز در آن حضور داشتند همراه با تعدادی دیگر از اعضای شورای مرکزی انجمن بازداشت شدند.

انجمن جوانان صدای عدالت هر ساله در اردیبهشت ماه همایشی با عنوان “جوانان پرسشگر؛ مسئولین پاسخگو” برگزار می نمود که در آن مردم به انعکاس مسایل و مشکلات و مطالبات مردم می پرداختند. انعکاس مشکلات مردمی به مسئولین و گرفتن پاسخ از آنها و برگزاری کلاس های کامپیوتر، زبان، طراحی و نقاشی از جمله فعالیت های این انجمن بود. تمام تلاش این انجمن ارتقای سطح فرهنگی مردم محروم زاهدان و رسیدگی به معضلات آنان بود. انجمن جوانان صدای عدالت، نهادی مدنی، مستقل و مردمی بود که با اخذ اعتبارنامه از سازمان ملی جوانان از سال ۱۳۸۱ فعالیت خود را آغاز کرده و اعضای شورای مرکزی آن، هر دو سال یکبار با برگزاری انتخابات تعیین می شدند.

یعقوب مهرنهاد در وبلاگی که داشت در معرفی خود نوشته بود: ” (خداوند وضع وحال هیچ ملتی را تغییر نمیدهد مگر آنکه خود به تغییر وضع خویش اقدام نمایند ) این کلام نورانی والهی موجب ایجاد انگیزه برای تمام فعالیتهائی است که انجام میدهم و معتقدم در صورت عمل به این کلام الهی همه مردم می توانند اوضاع خود وجامعه خویش را از ظلمت به سوی روشنائی تغییر دهند. از بی عدالتی و نابرابری ها وفقر و ستم به آنچه که آرمان بشری است وخواسته های مشروع انسانی. و اما من یعقوب مهرنهاد متولد سال ۵۸ شمسی وساکن دیار مردان وزنان خونگرم وصبور ونوع دوست بلوچستان می باشم.”

وی در دیداری با نمایندگان زاهدان در مجلس گفته بود: “بهترین راه مبارزه با ناامنی در بلوچستان وایجاد امنیت، اختصاص بودجه در نظر گرفته شده برای امنیت به آموزش وپرورش و ارتقاء کیفیت آموزشی دانش آموزان استان میباشد.” وی با اشاره به اینکه تا زمانیکه برای از بین بردن فقر وبیسوادی وکم سوادی در استان تلاش نشود هیچ امنیت پایداری در استان تحقق نخواهد شد، خطاب به نمایندگان استان گفته بود: “تنها راه ایجاد امنیت در استان اجرای عدالت واقعی ورفع فقر وتبعیض واز بین بردن بیکاری وبی سوادی می باشد.”

mehrnahad۲۱.JPG

(یعقوب مهرنهاد همراه با نماینده مردم خاش در مجلس در بازدید از مناطق سیل زده)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت 0:24  توسط ناشناس 2 | 


 :اعلام کرده اند که در کنکور امسال، دختران برتري قاطعانه داشته اند و مشت محکمي به دهان هرچه پسر بيکار و بيعار زده اند
شتر؛ فقط توي شما آدم ها نيست. توي ما شترها هم، زن ها برتري قاطعانه دارند يعني هر کار که ما مي توانيم بکنيم آنها هم مي توانند بکنند، ضمن اينکه خانه داري و بچه داري و رفت و روب و اينها را هم آنها بلدند که ما بلد نيستيم. حيف که براي شترها کنکور برگزار نمي کنند وگرنه مي گفتم که اين ماده شترها چه موجودات حيرت انگيزي هستند.

گاو؛ توي ما گاوها هم همين است. نصف اين فوايد گاو را که برمي شمرند، يعني از صنعت لبنيات بگير تا صنعت گيوه سازي، همه در انحصار ماده گاوهاي کوشا و ساعي است.

استر؛ ما که تو مرام اشتراکي مان اصلاً زن و مرد نداريم. ضمن اينکه من به طور کلي با هر نوع تبعيض جنسي مخالفم.

بوزينه؛ توي عنتر جماعت، بي خاصيت تر از ماده نداريم. عصر به عصر مي نشينند و يک ساعت جلوي آينه خود را درست مي کنند و مي روند جنگل بالا و جلوي عنتر پولدارها، اتو مي زنند. نه شعور بچه داري دارند، نه خانه داري، نه نظافت و شست وشو. باز قديم ها تن و بدن شوهر و بچه شان را مي جوريدند و چهار تا ساس و شپش را جمع مي کردند. الان که دست به سياه و سفيد نمي زنند.

بابت چهار تا شپش درخواست حق الزحمه مي کنند. غذا هم که همش بايد زنگ بزنيم دليوري. يه نارگيل از درخت نمي کنن بذارن جلوي شوهر. کتاب هم که مطلقا. کنکور که سهله، آداب معاشرت هم بلد نيستن. به خدا خوش به حال شما گاوها و شترها. شماها زن دارين، ما هم زن داريم. هيچ وقت از عنترها زن نگيريد. دختر به عنتر بدين، اما دختر از عنتر نگيرين. من خودم هم اگه بشه مي خواستم برم دنبال پلنگ.

پلنگ؛ پلنگ هم يه چيزي شنيدي. ديگه مثل گذشته ها نيست. پلنگ ها هم زدن به داف و يوز و از همين کارا. نه درسي مي خونن، نه کاري ياد مي گيرن، نه دوخت و دوزي، نه کاري. همين برادر خودم سه تا زن داره، اما رفته ماشين ظرفشويي و رختشويي خريده. غذا هم که نه شکار مي رن، نه چيزي درست مي کنن. اخوي من با اون معده خرابش، هر شب داره فست فود مي خوره. در عوض هر سه تاشون، دست دختراشون رو مي گيرن مي رن کلاس انرژي و آنيما و آنيموس و... چند روز پيش زن داداش کوچيکم چشم تو چشم داداشم انداخته ميگه تو مشکل آنيما داري و...

گرگ؛ من که سال هاست با گرگ ها مراوده ندارم، اما قديم ها، گرگ ها دختراي خوبي داشتن. همشون کار بلد. من خودم يه نامزد داشتم که يه تنه ده تا گله رو حريف بود. يه هفته قبل از عروسي، چهار تا چوپون دست به يکي کردن اونقدر با چماق زدن تو سرش که مرد. آخي. حيف. چه دختري بود. طفلي رفته بود براي عروسيمون بره بياره.

شتر؛ خدا بيامرزدش. خودتو ناراحت نکن.

کرگدن؛ با همه اين حرف ها هيچ موجودي به اندازه انسان به دختران و زنانش افتخار نمي کند. نمونه بارزش همين کنکور. واقعاً که آفرين. چه غرورآفرين. خدا را شکر که...

گاو؛ بعد شما، ماييم. اول نشيم دوم مي شيم.

شتر؛ ما هم سوم.

بوزينه؛ ما هم از در عقب، صندلي جلو، نفر اوليم.

Source : Etemad daily 8th of Mordad

+ نوشته شده در  جمعه 11 مرداد1387ساعت 12:46  توسط ناشناس 2 | 
باز هم زنجان شاهد اعمال غیر انسانی بود .این دفعه کودک آزاری اونم جایی که وظیفشون نگه داری از کودکان بی سرپرسته .سروصدای افتضاح دانشگاه زنجان که خوابید .صروصدای این شکنجه ها رو هم با برکناری فرمالیته! مسوولین پرورشگاه میخوابونن.

ولی آیا با این برکناری آثار داغ روی بدن این بچه ها از بین میره ؟؟؟

آثار داغها

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت 10:36  توسط ناشناس 2 | 
در پي بالا گرفتن اعتراضات دانشجويي، دانشگاه زنجان به تعطيلي كشيده شد.

دانشجويان معترض مدعي هستند، زماني كه اين دانشجو توسط كميته انضباطي دانشگاه احضار شده بود، اين مسئول دانشگاه خواستار رابطه با وي مي‌شود تا مشكل او را حل نمايد!
گويا دانشجوي دختر هنگام حضور در دفتر مسئول مذكور، ضبط صوت همراه داشته و همچنين دوستان دانشجوي وي نيز فيلمي تهيه كرده‌اند.

اكنون دانشگاه زنجان تعطيل شده و امتحانات نيز به تعويق افتاده است.
 
برنا، خبرگزاري سازمان ملي جوانان نيز در گزارشي آورده است: «تحصن دانشجويي دانشگاه زنجان که از عصر روز گذشته آغاز و تا امروز همچنان ادامه دارد، شب گذشته به درگيري دانشجويان تجمع کننده با مسئولان دانشگاه منجر شد.
 
در اين درگيري که بين دانشجويان معترض و رئيس دانشگاه صورت گرفت، دکتر نداف، رئيس دانشگاه، مجروح شد.  
 
از صبح امروز هم اين تحصن دوباره آغاز شد که دانشجويان پس از حرکت به سوي سازمان مرکزي دانشگاه، در ساختمان ورزش دانشگاه زنجان تجمع کرده‌اند.
 
دانشجويان همچنين خواستار عزل هيأت رئيسه و برکناري رئيس دانشگاه همچنين معاون دانشجويي فرهنگي و رئيس کميته انضباطي به طور مشخص شده‌اند».
 
ايسناي زنجان هم نوشت: دانشجويان معترض در اين تجمع خواستار بركناري مسؤول متخلف، استعفاي برخي از مسئولان دانشگاه و پاسخگويي صريح هيات رئيسه دانشگاه درباره حادثه اخير شدند.
 
دكتر عليرضا نداف، رئيس دانشگاه زنجان با حضور در جمع دانشجويان معترض، ضمن تشكر از هوشياري دانشجويان، اظهار كرد: دانشجو تا زماني كه در صحنه باشد، دانشگاه زنده است و اگر فسادي پيش بيايد در نطفه خفه مي‌كند. ما هميشه پشتيباني دانشجويان را براي از بين بردن هر گونه فسادي خواستار بوده‌ايم و بر نقش محوري آنها تاكيد كرده‌ايم.
وي ادامه داد: شما بايد قانون محور باشيد و آرامش خود را حفظ كنيد، ما به موضوع دقيقا رسيدگي مي‌كنيم و هيچ حقي ضايع نخواهد شد. ما در اين دانشگاه با هيچ كس تعارف نداريم با او مقابله كرده و هيچ ارفاقي قائل نخواهيم شد.
 
همچنين يكي از اعضاي شوراي صنفي دانشگاه زنجان در گفت‌وگو با ايسنا در بيان مواضع شوراي متحصنين درباره اين حادثه، با ابراز تاسف از حادثه اخير و قصد تعرض يكي از مسؤولان دانشگاه به يك دانشجو، خواستار مخفي ماندن هويت اين دانشجوي دختر، بركناري بي قيد و شرط فرد متخلف و استعفاي هيات رييسه دانشگاه زنجان و تعليق دو روزه امتحانات دانشگاه شد.
عدم برخورد با دانشجويان متحصن در طول تحصن و پس از آن، بررسي مجدد پرونده‌هاي كميته‌ انضباطي دانشگاه و عدم برخورد با تشكلهاي قانوني و نشريات دانشجويي برخي ديگر از مطالبات دانشجويان معترض است.
 
وي همچنين ضمن محكوم كردن برخورد فيزيكي برخي دانشجويان با رئيس دانشگاه، خاطر نشان ساخت: شوراي صنفي برخورد فيزيكي با رئيس دانشگاه را اشتباه دانسته و خواستار پيگيري درخواست‌هاي دانشجويان در فضايي آرام است.

بیا نیه  جمعی از اساتید دانشگاه زنجان در رابطه با حوادث اخیر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 2:40  توسط ناشناس 2 | 
 

 عباس پالیزدار فسادآيت الله محمد يزدی و امامی کاشانی (قسمت اول)

http://nl.youtube.com/watch?v=zPRh1FqT-i4

http://nl.youtube.com/watch?v=w-TlVt4IsZc (قسمت دوم)

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 15:23  توسط ناشناس 2 | 
مشهد - ۲۴ خرداد ۱۳۸۷

روز جمعه تظاهراتی  در بلوار وکیل اباد و پارک ملت مشهد بر علیه فساد و مافیای اقتصادی برگزار شد.تعداد تظاهر کنندگان زیاد نبود اما برای شروع بد نبود ...

 مردم شعار می دادند "ما هستیم" و "موجم اگر می روم...گر نروم نیستم" و ...

http://nl.youtube.com/watch?v=6xLW9ZUrxW0

High speed internet Required

+ نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1387ساعت 22:31  توسط ناشناس 2 | 

این عکسیه که به گفته یکی از دوستان عکس برگزیده چند سال پیش شد .

این تصویر مربوطه به یه بچه که از اردوگاه قحطی زدشون داره به سمت مقرره سازمان ملل که ۱ کیلومتر ازشون فاصله داره میره ...

جالب اینجاست که عکاس این عکس ۳ هفته بعد خودکشی میکنه .

فکر نکنم به توضیح بیشتری نیاز داشته باشه ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 1:33  توسط ناشناس 2 | 

خبرنامه امیرکبیر: امروز یکشنبه دهمین روز تحصن دانشجویان دانشگاه تربیت معلم در حالی برگزار شد که به دلیل برآورده نشدن مطالبات دانشجویان، امتحانات پایان ترم دانشگاه تربیت معلم برگزار نشد.

از صبح امروز دانشجویان با تجمع در محوطه دانشگاه و برپایی تریبون آزاد مجددا بر خواسته های خود تاکید کردند. دانشجویان در ساعت ۸ صبح با تجمع در مقابل دانشکده ها اعلام کردند به دلیل اعتصاب غذای دانشجویان که اکنون تعدادشان به ۱۲۶ نفر میرسد، از شرکت در امتحانات خودداری خواهند کرد. پس از آن در ساعت ۱۱ تریبون آزاد دانشجویان با حضور بیش از ۳۰۰۰ نفر برگزار شده و دانشجویان تاکید کردند از هیچ یک از خواسته هایشان کوتاه نخواهند آمد. دانشحویان شعارهایی نظیر “استاد ، دانشجو حمایت حمایت” و “دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد” سر دادند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، حراست دانشگاه تربیت معلم افرادی را از خارج از دانشگاه با لباس انتظامات وارد دانشگاه کرده است تا با دانشجویان به درگیری بپردازند. امروز در مقابل دانشکده شیمی درگیری بین حراست و دانشجویان ایجاد شد که با حضور گسترده دانشجویان، حراست به این درگیری ادامه نداد.

اعتراضات دانشجویان فردا نیز ادامه خواهد یافت و دانشجویان در ساعت ۱۱ تریبون آزاد برگزار خواهند کرد.

لازم به یادآوری است، امروز انجمن های اسلامی ۴۰ دانشگاه کشور اعلام کردند، در صورت برآورده نشده خواسته های دانشجویان تربیت معلم اقدامات عملی خود را در تمامی دانشگاه ها آغاز خواهند کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 23:58  توسط ناشناس 2 | 
فوت ناگهانی غزاله وهاجی را به خانواده و تمامی دوستان ایشان تسلیت عرض میکنیم .

واقعا روزگار آدمارو گلچین میکنه.هنوزم باورش سخته که یکی رو که تا ۲ ماه پیش بینمون بود الان دیگه نیست ...

ولی مطمئنا الان تو بهشت جایگاهش از ما بهتره ...

دیگه نمیدونم چی بگم ...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 15:8  توسط ناشناس 2 | 
چی بگم والا ! مملکت گل و بلبله دیگه !!!!
 
سردار رادان: “قرار گرفتن چکمه بر روی شلوار به دلیل نشان دادن بخشی از برجستگی بدن از مصادیق شرع است و تبرج به حساب می آید.”

آیتالله جوادی آملی: “دانشمندان فیزیک، شیمی، بارانشناسی و زمین شناسی بدون پسوند اسلامی نفهمند.”

حسنی، امام جمعه ارومیه: “اگر فرد مشرکی را وقتی فهمیدیم که واقعاً مشرک شده، باید او رابسوزانیم؛ اگر با گلوله هم بود اشکالی ندارد.”

امام جمعه شیراز: “گرانی خانه باعث شد جوان پاک ما به جای مسکن، دوست دختر و دوست پسر بگیرند.”

شکوفه گلخو، رییس دانشگاه الزهرا: “بدحجابی زنان موجب فعال شدن غده هیپوفیز مردان در تولید مثل میشود.”

قرائتی: “ما آخوندها همیشه مثل گاز اشک آور عمل می کنیم؛ فقط بلدیم گریه مردم را در آوریم.”

احمدی نژاد: “ما یک کشور آزاد هستیم.”

سید حسین مرعشی: “احمدی نژاد نه فقط معجزه هزاره سوم، که معجزه هزاره چهارم هم هست.”

امام جمعه تبریز: “علت زلزله اخیر تبریز، اظهارات اعلمی نماینده تبریز در مورد سیدالشهدا بود.”

آیت الله خزعلی: “حجاب موجب بالا رفتن معدل دانشجویان میشود.”

احمدی نژاد: “در ایران همجنسگرا نداریم.”

آیت الله امینی، امام جمعه قم: “سنگسار باید علنی باشد.”

احمدی نژاد: “ایران قدرت اول جهان است.”

 آیت الله حسنی: “اگر مومنین غسل جمعه را انجام ندهند مشکلات کمبود گاز مرتفع می شود.”

 وزیر مسکن: “ساکنان شهرهای بزرگ امیدی به خانه دار شدن نداشته باشند.”

 وزارت اطلاعات: “سنجابهای جاسوس در مرز دستگیر شدند.”

احمدی نژاد: نفت را سر سفره مردم می آوریم، … بعد از انتخابات: “نفت خوردنی نیست که سر سفره ها بیاوریم.”

 الهام، سخنگوی (وقت) دولت: “نفت را سر سفره مردم نمی آوریم، بوی بد می دهد.”

 مسئولین نیروی انتظامی در ملاقات با یک گروه از وزارت کشور آلمان آمادگی خود را برای تامین امنیت بازیهای جام جهانی (در آلمان) اعلام کردند.

 اسماعیل ططری، نماینده سابق کرمانشاه: “آلمانی ها اگر بشر بودند یک زن رقاص رئیسشان نمی شد.”

 احمدی نژاد: ” اینها …. به اندازه بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند.”

 علی لاریجانی در جریان رسیدگی به پرونده هسته ای ایران: “با شکلات راضی نمی شویم.”

 لاله افتخاری، نماینده مجلس شورای اسلامی: “در سرزمین اسلامی نباید یک مریض زن بدست نامحرم مداوا شود.”

 شکراله عطارزاده، نماینده مجلس هفتم: “کوندالیزا رایس یک پیر دختر امریکایی ولگرد است که ناکامی های جنسی وی موجب عقده شده است.”

 سخنگوی دولت، پس از تصویب لایحه بودجه: “دولت مسئول گرانیهای سال آینده نخواهد بود.”

 وزیر کشور (در مورد انتخابات): ” آنقدر که به فکر آفتابه لگن هستیم به فکر تقویت محتوای برنامه ها نیستیم.”

 احمدی نژاد: “امریکا به ایران حمله نمی کند چون من مهندسم و مسائل را تحلیل می کنم.”

 احمدی نژاد: “یه دختر بچه دو ساله … زبونشنون اسپانیولیه .. یه نیگاه کرد به من، گفت: “این محموده ، این محموده.”

 احمدی نژاد: “یکی از شخصیتهای شرق آسیا، از مسئولین درجه یک اومد به دیدن ما ..خلاصه حرفش این بود که اومده بود زنبیلش رو بذاره تو صف بگه ما مشتری شما هستیم.”

 احمدی نژاد: “دختر ۱۶ ساله ای در خونه شون انرژی هسته ای را کشف کرده.”

 حجت الاسلام و المسلمین مهدی پور، محقق و پژوهشگر مهدویت: “رواج بی بندو باری در یک جامعه باعث بروز زلزله می گردد.”

منبع : خبرنامه امیرکبیر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 0:51  توسط ناشناس 2 | 
مثل همیشه با سلام شروع میکنم .

تموم شد .اینم از عیدو سفر و سیزده و وووو ...

خوش گذشت ؟ خوش نگذشت ؟ مهم اینه که گذشت !

نمیدونم زمان فقط برای من انقد سریع میگذره یا همه همین حسو دارن .به هر حال مهم اینه که آیا ما اونقد سریع حرکت میکنیم که بتونیم به زمان برسیم ؟ یا همینطور داریم عقب میمونیم ؟

 .امیدوارم شما مثل من نباشید و سال جدیدو با سرعت بیشتری شروع کرده باشین !

ضمنا به ورودیای ۸۶ هم تبریک میگم که ظاهرا آمار وبلاگای مربوط به دانشگاهو بالا بردن.به نظرم این میتونه تو شناخته شدن دانشگاه بین دانشگاهها و دانشجویان دیگه خیلی موثر باشه ...

اینم چندتاشون :

http://electirisal.persianblog.ir/

http://bargh-electronic.persianblog.ir/

http://www.jaragheun.blogfa.com/

http://imamrezaunelec.persianblog.ir/

تو مشهد میبینمتون !

فعلا !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 0:40  توسط ناشناس 2 | 
"یامقلب القلوب والابصار یا مدبراللیل والنهار یا محول الحول والاحوال حول حالنا الا احسن الحال"

سلام .

چون ممکنه باز وقت نکنم آپ کنم پیشاپیش عید رو به همه تبریک عرض میکنم .

در ضمن خسته نباشید ... سعی کنید از این ۲۰ روز به نحو احسن استفاده کنید چون بعد از عید با وضعیتی که این ترم داریم احتمالا وقت سر خاروندن نداریم !

اینم بگم که هر کی از شنبه بره سر کلاس بَده !

همین

تا بعد ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 1:42  توسط ناشناس 2 | 
بعد از تقریبا 1 ماه سلام
امروز یه چیزی برام اثبات شد که بد نیست شمام بدونین .برام اثبات شد که دانشگاه ما بین تمام دانشگاههای ایران تکه !
البته قبلا میدونستم ولی در حد فرضیه بود که حالا اثبات شد .چرا؟
چون :
1.ما دانشگاهی داریم که مسئولینش به فکر آیندمونن میخوان قوی بار بیایم .اینو غذای سلف نشون میده
2.برای ارتقائ معدل دانشجوها 90 تا دانشجوی بیچاره رو به جرم حذف پزشکی محکوم به نمره صفر میکنن و میگن اگر ترم بعد معدلت خوب شه ورش میداریم !
پس حواستون باشه حذف پزشکی درس از این به بعد فقط با ارائه گواهی فوت یا حداقل گواهی معتبر بستری در یکی از بیمارستانهای آستان قدس قابل انجامه !
3. چون برخی از دانشجویان اقدام به برداشتن واحد به تعداد زیاد میکردن دانشگاه با ایجاد تداخل در دروس تخصصی از این عمل زشت جلوگیری کرده و باعث ارتقاء معدل اوندسته از دانشجوها شده !
4. دانشگاه احساس کرده بود که بعضیا دارن سوسول بار میان و دست به سیاه و سفید نمیزنن به خاطر همین تدابیری اتخاذ کرد که همه مجبور شن آشپزی یاد بگیرن تا شبا از گرسنگی نمیرن !
پس ببین کجایید و قدرشو بدونین !
+ نوشته شده در  شنبه 4 اسفند1386ساعت 10:43  توسط ناشناس 2 | 
سلام

میبینم که این بحث کوچولو و در عین حال جذاب به یه دعوای کوچولو و در عین حال جذاب تر تبدیل شد !

فقط اینو بگم که استارتشو ام سی اچ با گفتن این جمله نسبتا تحقیرآمیز " ما هم ۳-۴ سال پیش از این کارا زیاد میکردیم " شروع شد .خوب به آدم بر می خوره دیگه که یکی که نه از لحاظ سنی و  نه از لحاظ بار علمی تفاوت چندانی با خودت نداره برگرده اینجوری حرف بزنه تازه بعدش طلب کارم بشه و بهت بگه غلط میکنی !!!

خداییش اون تیکه رو قشنگ اومدی !

در هر صورت مارا با شما کاری نیست ....

پاتو از رو دممون بر دار برو به کارو زندگیت برس .از پیشنهادتم درباره عکس دادن ممنون البته اگر از روی قصد و قرض نبوده .ما خودمون زیاد اینجوری نیستیم .اینجام فتوبلاگ نیست.عکسای ۳ - ۴ سال پیشم فکر نمیکنم زیاد به کار بیاد ...

حالا میتونی فحش آخرتم بدیو بری پی زندگیت ما حلالت کردیم .اومدنت که با دعوا بود گفتم شاید بخوای همونجوری خدافظی کنی . راحت باش عزیزم .اینجا کسی غریبه نیست .........

امیدوارم این آخریش باشه !

فعلا ....

+ نوشته شده در  جمعه 28 دی1386ساعت 1:26  توسط ناشناس 2 | 
این کامنتو بابابزرگ گذاشته !

دقیقا همین کامنت تمام حرفامو تایید میکنه .دستت درد نکنه !

" گفتم دیگه اگه مال این حرفا بودی اسمتو ناشناس تمی ذاشتی. در ضمن من از امیر مایه میزارم چون مقل داداشمه و رفت و آمد خونوادگی داریم! فضل آذر هم نه آقای فضل آذر.
تو که حتی یه بار از نزدیک ندیدیش غلط می کنی اصلا حرفشو می زنی
"

بابا مهم .بزرگ . خفن .اینکاره ! آخه بچه که زدن نداره چرا میزنی ؟ .

افاضات قشنگی بود لذت بردیم .ضمنا آقای فضل آذر هم یکی بوده مثل خود ما ،فکر کنم خودشم اینو قبول داشته باشه .نیازی نیست شما صخره نوردی کنید .

من دیگه چیزی نمیگم چون از قدیم گفتن جواب بعضی ها خاموشی است !

اینم از مدعیان فرهنگ و قلم دانشگاه !

خودتون قضاوت کنید دیگه .ببینید من چی گفتم و در جواب چی تحویل گرفتم !

+ نوشته شده در  شنبه 22 دی1386ساعت 21:49  توسط ناشناس 2 | 

آقا دعا کنین این توده زودتر بیاد چند تا امتحان دیگم بپره !
2 تاش که به خاطر تاسوعا و عاشورا پرید .
خدا کنه یه برف درس حسابی بیاد یکی دوتا دیگم تعطیل شه بیفته آخر بشینیم بخونیم
شماهم به قول این sms میتونید با زیاد کردن بخاری میتونید تعطیلی رو حتمی کنین !!! (شوخی کردم الان یه سری گیر میدن که چرا وبلاگتون بدآموزی داره)
ببینیم چی میشه دیگه!

البته آقایون مهم مارو ببخشن که مشکلاتمون انقدر پیش پا افتادس .بالاخره هر چی باشه ۱۰ ۲۰ سال از شما کوچیکتریم دیگه .بچگی میکنیم ...

+ نوشته شده در  جمعه 21 دی1386ساعت 17:46  توسط ناشناس 2 | 
سلام به همه
من نمیدونم دلیلش چیه که شما فکر میکنین تمام دغدغه ما نداشتن محیط آزاده ؟
ولی آقای پیشکسوت لازمه بدونی که مطالبی که شما به قول خودتون با شجاعت تو وبلاگتون میذارینو کلیم حال میکنین رو ما به عنوان مطلب به بسیج میدیم برای چاپ تو یکی از همین نشریات ولی متاسفانه خیلیاش پذیرفته نمیشه.

هدف این وبلاگم اصلا طرح مسائل آنچنانی نیست چون خیلیا این کارو میکننو جز تهدید و اخراج هیچی نصیبشون نمیشه و نخواهد شد .سعی کنید یکم از لاکتون بیاین بیرون .اینجارو راه انداختیم که بعضیا که دوس دارن خیلی خودمنی چیزی بگن حرفاشونو بزنن.

در ضمن شما اگر پستی از من دیدید که توش درباره دختر حرف زده شده باشه من همین فردا این بلاگو تعطیل میکنم .سعی کن حرفات سندیت داشته باشه .اگرم دوستای دیگم مطلبی گذاشتن فقط محظ شوخی بوده .

اینم لازمه بدونی که من و خیلیا با اکیپتون آشنایی داریم و تا جایی که من میدونم شما بیشتر در زمینه هایی که گفتین فعالیت عملی داشتین حالا که رسیدین ته خط ادعای ترم بالایی بودن و این حرفاتون میشه .

یه چیز دیگم الان یادم اومد .لطف کنید از خودتون مایه بذارین و خودتونو با امثال فضل آذر مقایسه نکنین !

البته من کل کل شما هارو اصلا روکم کنی تلقی نمیکنم و فقط به عنوان یه انتقاد بعضیاشو میپذیرم .

 

+ نوشته شده در  جمعه 21 دی1386ساعت 17:37  توسط ناشناس 2 | 
سلامممممممم .

من منظور mc-H رو نفهمیدم !؟

یعنی چی ما از این کارا 3 4 سال پیش زیاد می کردیم ؟ مگه ما چه کار میکنیم بابابزرگ ؟

مهم این نیست که شما 3 4 سال پیش چه کار میکردین مهم اینه که الان چه کار میکنین ؟!  اصلا بزار ببینم تو از 4 سال پیش تا حالا تو دانشگاه چه کار میکنی ؟!!! چند ترمه میخوای تموم کنی ؟

در ضمن مطلب نذاشتنمونم ربطی به ترسیدن نداره دانشجو جان ! آخه از کی باید بترسیم ؟!

نه بگو دیگه ...!

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 دی1386ساعت 21:54  توسط ناشناس 2 | 
بعد از یه مدت نسبتا طولانی دوباره سلام !

شرمنده به خاطر دیر آپ شدن دلیلشو خودتون بهتر میدونین امتحانو ... البته دلایل دیگه ای هم داره مثلا خود تو هم یکی از دلایلشی !

چرا ؟ چون فقط میخونی .چرا خود شما تو مطلب گذاشتن کمک نمیکنین ؟ کاری نداره فقط تو کامنتا بزارید بقیش با ما ! .

در ضمن از این هوا و برف هم سعی کنید استفاده کنید دیگه به این زودیا ممکنه گیرتون نیاد .از ما گفتن بود ! خدایی باحال نیست ؟:

فعلا !

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 دی1386ساعت 0:6  توسط ناشناس 2 | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 آذر1386ساعت 23:26  توسط ناشناس 2 | 
اينک ضربان قلب ما را بشمار
تا حکم دهند لحظه ها را بشمار
گفتند: سخن نگو، نينديش، بمان!
تعداد زبان بريده ها را بشمار
پرونده عاشقان آزادی را
تک تک بگشا ستاره ها را بشمار
تعليق، هزار ترم! تهديد! اخراج!
صفحه پس صفحه ناروا را بشمار
تک واحد آزادی را بيست شديم
بر جرگه عشق نام ما را بشمار
وآنک که تن سياه شب می سوزد
معکوس، بشين شماره ها را بشمار

با تشکر از محمد

+ نوشته شده در  جمعه 25 آبان1386ساعت 15:46  توسط ناشناس 2 | 
سلام

ازاینکه دیر به دیر مطلب میذاریم شرمنده دلیلش نبود امکانات و درگیری و ... است !

این عکس قبل و بعد از به آتش کشیده شدن اون نوشتس ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 آبان1386ساعت 17:9  توسط ناشناس 2 | 
شنیدم که اون نوشته رو یه عده به آتیش کشیدن .همینجا بهشون میگم که دستشون درد نکنه .جواب این نوع بی احترامی ها رو باید با بی احترامی داد .امیدواریم این گونه تحرکات اعتراض آمیز بیشتر شه تا یه کم باهامون درست رفتار شه !

یکی از دوستان هم تو قسمت نظرات خواسته بودن که در مورد وضع اسفناک خوابگاه دختران و مشکلات خوابگاه و وضعیت سرویسشون بنویسیم ،از اونجایی که ما دختر نیستیم مشکلاتشونو نمیدونیم .لطفا خودتون بگید تا ما تو وبلاگ بذاریم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 23:56  توسط ناشناس 2 | 
اینم یه عکس از آبخوریه تو حیات که بیشتر شبیه آبنمای الماس شرقه !

زیاد واضح نبود مجبور شدم با paint مسیرو نشون بدم !

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آبان1386ساعت 19:15  توسط ناشناس 2 | 
سلام

۱۳ آبان روز دانش آموز و دانشجو مبارک باد !

این روزا دانشگاه داره وضعیت جدیدیو تجربه میکنه .بگیر بگیر به اوج خودش رسیده تا حدی که همونطور که همه دیدن اعلامیه ای تهدید آمیز که واقعا در شان دانشجو نیستو جلوی درب ورودی نصب کردن .البته ظاهرن این اتفاقات فقط مختص دانشگاه ما نیست ، دانشگاههای تهران مثل پلی تکنیک و علامه هم شاهد برخوردهای خیلی بدتری با دانشجویان بودن مثل دستگیری و ضرب و شتم ۳ تن از دانشجویان علامه در تجمعات اخیر و دستگیری و زندانی کردن تعدادی از دانشجویان دیگه .تو دانشگاه ما این برخوردها به صورت تعلیق کردن عده ای از دانشجوها به خاطر وضع ظاهری بوده اما بعد از این شاید ماهم شاهد برخورد با فعالیتهای سیاسی باشیم .اینم تصویر اون نوشته قشنگ ...

این کارا یه کم فکر آدمو مشغول میکنه و یه چیزایی رو برامون اثبات میکنه مثل قدرتی که دانشجو در اختیار داره .قدرتی که این چنین مسئولینو به تحرک واداشته ...

تا بعد ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آبان1386ساعت 19:6  توسط ناشناس 2 | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این وبلاگ به منظوره پل ارتباطی بین دانشجویان , مدیران و اساتید دانشگاه امام رضا(ع) میباشد . در کنار مشکلات دانشجویان به رخدادهای این دانشگاه و دولت سبز هم میپردازیم .

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
آرشیو موضوعی
دانشگاه
دانشجویان
متفرقه
نویسندگان
ناشناس
ناشناس 2
مهمان
پیوندها
دانشگاه امام رضا (ع)
دانشگاه فردوسی مشهد
Mohammad Behdad :: محمد بهداد
دانشگاه ازاد اسلامی مشهد
دانشگاه علم و فرهنگ
دانشگاه صنعتی امیرکبیر
وبلاگی جالب
خبرنامه دانشگاه امیرکبیر
خبرنامه دانشگاه ازاد قزوین
پژواک دانشجو
انجمن اسلامی دانشگا ازاد کاشمر
روزانه تهران جنوب
حمید رضا حسینی
گاه نوشته هایی از دانشگاه امام رضا
خبرگزاری برنا(مخصوص جوانان)
دانشگاه گاشان
وبلاگ دانشجویان مهندسی معماری کلاسیک کاشان
سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی ادوار تحکیم وحدت
میلاد یکی کودک
.N.E.V.E.S.H.T.E. ... .B.A.R. ... .B.A.D.
USC
وبلاگ مهندسی کامپیوتر دانشگاه سجاد مشهد
موسسه آموزش عالی سجاد
یادداشت های یک دختر ترشیده
سال های تاکنون (عبدالجبار کاکایی)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM